{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

- دیشب پلیس جلوماشینموگرفت، رفتم جلو به پلیسه خیلی جدی گف

- دیشب پلیس جلوماشینموگرفت، رفتم جلو به پلیسه خیلی جدی گفتم میدونی من کیم؟ گفت کی هستی؟ گفتم :واقعا نمیدونی؟ گفت :نه کی هَستی مَگه؟ گفتم :یعنی جدا نمیدونی گفت :نه گفتم من یه پرندم آرزودارم تو باغم باشی اشک توچشماش جمع شد گفتش برو برو خدا شفات بده
دیدگاه ها (۵)

- از این ب بعد خواستی از خیابون رد شی اول سمت چپ، بعد سمت را...

- یارو روي ريل راه اهن ميخوابه بهش ميگن چرا اينجا خوابيدي ؟ ...

- شاعر میگه: “برخیز و مخور غم جهان گذران” ولی همینکه پا میشی...

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﯾﻪ ﻋﮑﺴﯽ ﺭﻭ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﯿﻢ ﻧﺸﻮﻥ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﺪ...

Iove and the moonPart5کوک: بله شمایونا: باشه اما چرا تنهایی...

رمان عشق مافیا پارت 4 از زبان ا/تاگر رسانه ها بفهمن صددرصد خ...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۲ *سانیار*سانیار : بابا‌؟ تو همچی...

The White Midnight** — نیمه‌شبِ سپیدPart:4کوک:خب دیگه حالا م...

مهمونی خطرناکپارت=20ویو ات:بعد از اینکه براش توضیح دادم جلو ...

پارت ششیونگی: گریه نکن دیگه من که گفتم ببخشید خوشگلملونا: با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط