{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جان دو عــالم نـــذر یـک لبخند یـــارم

جان دو عــالم نـــذر یـک لبخند یـــارم
من غـــیر دل سرمایـــه ای دیگــــر ندارم

آقــا بیــــا کـه مــــادرم چشـم انتـــــظار است
مویش زمستان شد ولی چشمش بهار است

چیـــزی نمانـــده تـــا پـــدر یعـقوب گردد
برگرد یوسف تا که چشمش خوب گردد
دیدگاه ها (۱)

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی اَمِیرِالمُؤمِنِینَ عَلِیِّ بنِ اَبِی...

این احیای نیمه شعبان را جدی بگیریداین احیا برای ظهورهما روای...

منه بیچاره دنبال تو هستم، چاره من چیست؟تو هستی در میان ما ول...

هـر ڪہ خود داند وخداے دلشکہ چہ‌دردےست دردر کجاے دلش...

نشسته ام بنویسم ولی قرار ندارماگر چه منتظرم با کسی قرار ندار...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

و چهل روز گذشت...💔*چهل روزه که تو از تهران رفته ای...چهل روز...

دختری که ملکه ی جهنم شد

به یاد همون بچه هایی که امروز به جای اینکه بشینن روی نیمکت ه...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

⏳ ظهور نزدیک است...📌 وعده‌ی خدا نزدیک تر از چیزی است که فکر ...

معاملهp3جونگ‌کوک چند ثانیه به تهیونگ خیره ماند.بعد نگاهش را ...

پرسه در جنگل... صبح...نور آفتاب از لابه‌لای پرده‌ها داخل اتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط