{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

( سایه عشق )

( سایه عشق )
پارت ۱۷


دختره با گذاشتن شیرینی موس شکلاتی روبه مستر کیم کرد ... ات : باز چی شده مستر پرو
تهیونگ: مایلید برای دور رقص
دختره سمتش چرخید و با لحنه پرو گفت..... ات: شما .. چندیدن دقیقه پیش با اون دوشیزه ای که حرف می‌زدید برین با همان برقصید
با حرص دوباره چرخید سمته خوراکی ها
شاهزاده تهیونگ پسری نبود که رو حرفش حرف زده شد با لحنه آرامی و خونسردی گفت ... تهیونگ: مگه یادتون رفته من برنده مسابقه شدم پس هر کاری بگم باید انجام بدین مادمازل
دیگر حرفی نمانده بود دوشیزه وانتورا ات دیگر نمیتوانست نه جواب بده پس شاهزاده تهیونگ دستش را دراز کرد و دختره دستش را در دست شاهزاده جوان گذاشت و راهی شدن در میان سالن هیچ کس برای رقصیدن نبود بجز آن دو در که تازه در میان سالن ایستادن
دختره با یک دست اش دامنش را گرفت دست دیگر را در دست شاهزاده تهیونگ گذاشته بود و با شروع ساز آن ها هم مشغول رقصیدن شدن ..و بقیه هم مثل همیشه در آتش درون خودشان می‌سوختن
( اسلاید ۲ رقص )

ارولیا : وای دختر خوشبه حالت با یک شاهزاده واقعای رقصیدی
ات : ارولیا چطوره امشب بیرون بخوابی نه
رفیق با سکوت راهی دیگی نکرد چون دوست نداشت شب را بیرون از اتاقش بخوابه دختره عصبی لیوان شراب را بالا کشید کمی از شراب قرمز رنگ را نوشید با دیدن استاد اش رفائلا که نگاهش بر او بود لیوان رو زود گذاشت حتما امشب استاد اش از دستش عصبی میشد بخاطر‌اینکه لب به شراب زده بود دختره با ترس زود گفت... ات : دخترا من به رحمت خدا ...
دامن بزرگش را گرفت و پا قدم شد در میان سالن رقص تا استاد اش گیرش نندازه ... هر بار پشت سرش را نگاه میکرد تا استاد ا به دنبالش می‌امد یا نه ناگهانی با خوردن شانه به شانه یک مرد زود چرخید سمته همان مرد .. سر تا پا مردمک چشم هایش را چرخاند و زود چابک هولی گفت ... ات : مستر معذرت میخواهم
فیلیکس: نه هیچ اشکالی نداره دوشیزه وانتورا
دختره مات و شوکه بهش خیره شد زود با لبخند رو کنج لبش گفت .
ات : منو از کجا می‌شناسید
پسره با قدم مناسب و چهره زیبا دندان های بزرگ و رنگ پوست سفید و ککامک های ریز رو صورت اش لبخند زیبا گفت ..
قیلیکس: مگه شما با شاهزاده تهیونگ به رقص نرفتین
ات : چرا رفتم ولی اسمم رو که تو بلندگو نگفتن
فیلیکس: چرا بعد از رقصیدن با مستر کیم کارتون زاره ..
ات : واقعا اما کاره اون زاره نه من معذرت میخواهم گستاخی من را ببخشید
فیلیکس: نه من معذرت میخواهم
رفائلا: دوشیزه وانتورا
ات : یا خدا
دیدگاه ها (۰)

( سایه عشق )پارت ۱۸فیلیکس با شنیدن این حرف دختره روبه رو اش ...

درود بر اونایی که از رفتنم لذت می‌برند من دو ساله که تو ویسگ...

( سایه عشق )پارت ۱۶ات : خب ... مارو صدا نکرده بودیم که فقد ق...

( سایه عشق )پارت ۱۵نیکلاس: انگار خیلی کنجکاو هستین ... ویکتو...

جادویی به نام عشق

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت 1 ]از صبح تهیونگ ع...

جادویی به نام عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط