{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دارم تو را هنوز در عمق خاطرم

دارم تو را هنوز در عمق خاطرم

در شعری شب زده در دردی از سرم

گاهی در این خیال منگ و خراب و مست

بغض ام گرفت و بعد لای سکوت شکست

دست مرا بگیر این عشق هوس نبود

عکست از پشتِ قاب هر بار مرا نمود

دور از نگاهِ تو من روبروی هیچ

غم نسخه ی تو بود این نسخه را بپیچ

دیگر صدایی نیست جز قطره های آب

من زیرِ یک پتو در کنج تخت خواب

خوابی که خواب نبود کابوسی بود شدید

او هم پرنده شد از بام ما پرید
مهران محمدی
دیدگاه ها (۱)

باز شد درب کلاس و همچو رخشقامت استاد زد بر دیده نقشگفت بر پا...

هیچ نژادی برتر نیست.هیچ ملتی بزرگتر نیست.هیچ دینی، تنها دین ...

.می شه خوابید تا ابد، بی درد!وسط ِ ساعتای دیواریمی شه یه روس...

.خواستم داد شوم گرچه لبم دوخته ستخودم و جَدم و جدِ پدرم سوخت...

نمیبخشمت p.22

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)پارت بیست‌ویکم: خلع‌سلاحِ...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۰

دارم تو را هنوز در عمق خاطرمدر شعری شب زده در دردی از سرمگاه...

دارم تو را هنوز در عمق خاطرمدر شعری شب زده در دردی از سرمگاه...

دارم تو را هنوز در عمق خاطرمدر شعری شب زده در دردی از سرمگاه...

کنون که آمدیم تا به اوج‌ها مرا بشوی با شراب موج‌ها مرا بپی...

صدای توصدای بال برفی فرشتگاننگاه کن که من کجا رسیده امبه کهک...

ساعت به نیمه شب نزدیک. ماه از پنجره نور می‌پاشد به تاریکی. ح...

نگاه کن که غم درون دیده امچگونه قطره قطره آب می شودچگونه سای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط