{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دارم تو را هنوز در عمق خاطرم

دارم تو را هنوز در عمق خاطرم

در شعری شب زده در دردی از سرم

گاهی در این خیال منگ و خراب و مست

بغض ام گرفت و بعد لای سکوت شکست

دست مرا بگیر این عشق هوس نبود

عکست از پشتِ قاب هر بار مرا نمود

دور از نگاهِ تو من روبروی هیچ

غم نسخه ی تو بود این نسخه را بپیچ

دیگر صدایی نیست جز قطره های آب

من زیرِ یک پتو در کنج تخت خواب

خوابی که خواب نبود کابوسی بود شدید

او هم پرنده شد از بام ما پرید
مهران محمدی
دیدگاه ها (۵)

کرگدن، گورخر کوچک را دید که در گل و لای فرو رفته و هر چه تلا...

ﮐﺘﺎﺑﯽ ﺍﺯ ﻧﯿﭽﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﻢ ﻭ ﺷﮏ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﮐﻪ ﺑﺸﺮﯾﺖ ﺩﺭ ﻗﺎﺏ ﺁﻟﻮﺩﻩ ﯼ ﻫﺮ ...

می توانستم شاعری باشم ولگردِ قمارخانه های بوینس آیرسمَحفِل ن...

تفسیری عمیق از "آزادی"فیودور داستایفسکی :نویسنده مشهور روسیه...

ماشین جلوی ورودی ساختمان ایستاد. جونگ‌کوک که نگران وضعیت روا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط