گفتمش:
گفتمش:
من عاشقم، عشقم پریست.
گفت :
آیاعشق میدانی که چیست.
گفتمش:
زلف پریشان، چشم مست.
غنچه لب،سیمین بدن عشق من است.
گفت:
جانا معنی عشق این نیست.
عاشقی تنها به چشم وغمزه نیست.
عشق مجنون گر به تاریخ بود وهست.
از غم و هجران و دوری ست نی هوس.
ورنه چشم و زلف لیلی هیچ نیست.
که دلیل عشق مجنون بندگیست.
من عاشقم، عشقم پریست.
گفت :
آیاعشق میدانی که چیست.
گفتمش:
زلف پریشان، چشم مست.
غنچه لب،سیمین بدن عشق من است.
گفت:
جانا معنی عشق این نیست.
عاشقی تنها به چشم وغمزه نیست.
عشق مجنون گر به تاریخ بود وهست.
از غم و هجران و دوری ست نی هوس.
ورنه چشم و زلف لیلی هیچ نیست.
که دلیل عشق مجنون بندگیست.
- ۲.۲k
- ۲۶ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط