{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" قشنگ ترین اشتباه "

" قشنگ ترین اشتباه "

part : ¹⁵

مطمئن بودم که از خجالت سرخ شدم....
سرمو انداختم پایین و چیزی نگفتم....
در آسانسور باز شد و خارج شدیم....
جیمین دسته کلیدی از توی جیبش در آورد و توی در پیچوند....وارد شدیم !!
واو....
خونه اش از بیرونش هم جالب تره....اونجا هم حتی تم مشکی بود !!
خدمتکاری با خوش رویی اومد و بهمون سلام داد....

_ سلام قربان....سلام خانم خوش اومدین !!

جواب دادم....

+ سلام ممنون !!

جیمین گفت....

_ اتاق ا.ت رو نشونش بده !!

_ چشم....از این طرف !!

چمدونم رو برداشتم و دنبال خدمتکار به راه افتادم....
رو به روی دری ایستاد و گفت....

_ اینجا اتاق شماست....
کاری داشتین من توی آشپز خونم !!

+ ممنون میتونی بری !!

تعظیمی کرد و رفت....
دستگیره ی در رو گرفتم و به پایین کشیدم....در رو باز کردم !!
بازم واو....
نگاه اتاق منو....چه خوشگله !!
اونجا تم سفید و طوسی ای داشت و با سلیقه چیده شده بود....
از اونجایی که باید ³ ماه اونجا بمونم باید وسایلم رو میچیدم !!
چمدونمو باز کردم....
اول لباس ها رو توی کمد چوبی سفید اونجا چیدم....بعد میز لوازم آرایشمو !!
بعد از چیدن بقیه ی وسیله ها....
قاب عکس خودم و مامانم رو روی عسلی گذاشتم....لبخندی بهش زدم و به سمت سرویس رفتم !!
بعد از انجام عملیات اومدم بیرون و به دنبال لباس مناسبی گشتم....
انتخابم برای توی خونه یه تیشرت لش مشکی طرح دار با شلوارک سفید که تا پایین زانوم بود هست....با پوشیدن دمپایی رو فرشی کاملش کردم و از اتاق خارج شدم !!
متوجه جیمین شدم که روی مبل نشسته بود و با تلفن صحبت میکرد....
سمتش رفتم و همونجا وایسادم....وقتی حرف زدنش تمام شد گفت‌....

_ کاری داری ؟!

+ آم....چیزه نه !!
این دوستت که نیومد !!

_ چرا طبقه ی بالاعه الان میاد !!

حرفش که تمام شد زنگ در به صدا در اومد....
خواستم برم درو باز کنم که مچ دستم رو گرفت !!
گفتم....

+ چیکار میکنی میخوام برم درو وا کنم !!

_ لازم نیست....
این خونه خدمتکار داره !!

+ هوفففف باشه !! (حرصی)



ادامه دارد....

¹⁵ لایک
دیدگاه ها (۳)

" قشنگ ترین اشتباه "part : ¹⁶همونجا وایسادم و منتظر موندم......

" قشنگ ترین اشتباه "part : ¹⁷_ ا‌.ت یه چیزی ازت میخواستم.......

" قشنگ ترین اشتباه "part : ¹⁴³ یا ⁴ مین گذشت که آهنگ تمام شد...

" قشنگ ترین اشتباه "part : ¹³مشتاق بودم که بگه....کمی مکث کر...

پارت ۵

پارت هشت رفتم شام خوردم بعد خوابیدمصبح بلند شدم رفتم دست و ص...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ۱۲به طرف ماشین رفتم سوار ماشین شدن و راهی خونه شدم.ویو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط