{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قشنگ ترین اشتباه پارت

قشنگ ترین اشتباه پارت ¹⁴

³ یا ⁴ مین گذشت که آهنگ تمام شد....
با لبخندی روی لبم رو به جیمین کردم که داشت نفس نفس میزد....تشویق ریزی کردم و گفتم....

+ براوو !!

_ ممنون !!
راستی صدای تو هم خوبه ها !!

+ اوهوم مرس....

حرفم تمام نشده بود که صدای گوشی جیمین بلند شد....
کنجکاو بودم....گوشیو برداشت و جواب داد....

_ الو ؟!

....

_ مرسی تو خوبی ؟!

....

_ کجایی ؟!

....

_ اوکی تا چند مین دیگه اونجام !!

....

_ بای !!

زشت بود که ازش بپرسم کیه ؟!
اصلا به من مربوط نبود....ولی چیکار کنم کنجکاوم !!
تحمل نکردم و گفتم....

+ کی بود ؟!

_ دوستم !!

+ دوستت ؟!

_ آره تهیونگ !!

+ چی گفت ؟!

_ گفت رفته عمارت و منتظرمونه !!

+ آها !!

_ کنجاویت بر طرف شد ؟! (نیشخند)

+ آره !! (خجالتی)

و بله....
اون پسره تهیونگ....میشناسمش !!
کیم تهیونگ از دوستای جیمینه که تو کل این چند سال چند باری دیده بودمش....
موهاش قهوه ای و فره ، قدش بلنده و همسن جیمینه !!
رفیق صمیمی جیمینه و باهم خیلی صمیمین....
درست مثل من و جینا....
چند مین بعد هم توی سکوت سپری شد.... به خودم اومدم که فهمیدم جلوی یه در مشکی رنگ خیلی بزرگیم !!
جیمین با ریموت در رو وا کرد و وارد شد....
واو....چقد بادیگارد !!
کلی بادیگارد و خدمتکار اونجا بود....
از بینشون با ماشین رد شدیم و وارد پارکینگ شدیم....بعد از پارک کردن ماشین پیاده شدم !!
جیمین در صندوق عقب رو باز کرد....
خواستم چمدونمو بردارم که دستی مانعم شد....دست بزرگ یه بادیگارد جلوم بود که گفت....

_ من میارم خانم !!

به جیمین نگاهی انداختم که گفت....

_ لازم نیست تو بیاری....

بعد دستشو رو بهم دراز کرد....
بعد از کمی مکث دستمو توی دستش جا دادم و باهم به سمت آسانسور رفتیم....بعد از سوار شدن جیمین دکمه ی طبقه ی ¹ رو فشرد و در آسانسور بسته شد !!
آسانسور شیشه ای بود و باغ از اونجا معلوم بود....
من ترس از ارتفاع داشتم....عقب عقب رفتم که دست کسی دورم حلقه شد !!
جیمین بود....
جیغ خفه ای کشیدم و از بغلش بیرون رفتم‌....گفتم....

+ ببخشید !!

_ حواست باشه کوچولو !!



ادامه دارد....

¹⁵ لایک
دیدگاه ها (۲)

قشنگ ترین اشتباه پارت ¹⁵مطمئن بودم که از خجالت سرخ شدم....سر...

قشنگ ترین اشتباه پارت ¹⁵همونجا وایسادم و منتظر موندم....چیزی...

قشنگ ترین اشتباه پارت ¹³مشتاق بودم که بگه....کمی مکث کرد و ب...

قشنگ ترین اشتباه پارت ¹²چمدونمو توی صندوق عقب گذاشتم....نشست...

خون و مخملpart =۲ – اولین دزدیهمون شب – خونه‌ی امن در شمال س...

𝒩𝘢𝘮𝘦 𝒩𝘰𝘷𝘦𝘭 : 𝘛𝘩𝘦 𝘗𝘳𝘪𝘤𝘦 𝘖𝘧 𝘛𝘳𝘶𝘵𝘩𝒫𝘢𝘳𝘵 : 𝟭𝟲- چطوره بجاش دوتایی ...

قرار نبود عاشقش بشم پارت: 19+جیمین انشاالله که آلزایمر نگرفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط