{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شیشه پنجره را باران شست

شیشه پنجره را باران شست

از دل من اما

چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

آسمان سربی رنگ

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ

می پرد مرغ نگاهم تا دور

وای خدایا باران....
دیدگاه ها (۱)

فکر کن.... به نسیمی که بر صورتت میخورد فکر کن و به برگ هایی ...

خدایا !کسی غیر از تو با من نیست …خیالت از زمین راحت ، که حتی...

دلم فریاد می خواهد ولی در گوشه ای تنها. که بی آزار با دیوار ...

بایـــد خدا را صدا بــــــــــزنمیک میــــــــز دو نفـــــــ...

می‌دانم که تو نیز شب‌هایی را در زندگی‌ات تجربه کرده‌ای که گو...

باران که می آید دلم در خانه میگیرداز من سراغ عشق را دیوانه م...

عاشقانه های شبنم

یاد گمشده یی

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

دقیق که می‌شوم، شگفتا از این جعبه‌های جادویی که سال‌ها خاطره...

آرزو حاجی خانی ، غزل مثنوی

( last minute )

https://wisgoon.com/zahta2724https://wisgoon.com/989130_2279...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط