{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت سوم

پارت سوم
-آخه هی گوشیمو سوراخ میکنه از بس زنگ میزنه وقتی تو کمپانی ام انقدر زنگ میزنه که مجبوریم تمرینو نگه داریم!
+راست میگه ا/ت...اوپا شغل خیلی مهمی داره برای همین اون باید با تمرکز و آرامش کارشو انجام بده
×چرا همتون نمیگین من مقصرم؟؟ لابد تو هم میخوای بگی من بدرد داداشت نمیخورم ازش طلاق بگیرم!
+من همچین چیزی نگفتم ا/ت!
×برام مهم نیست...همتون از جلوی چشمم گم شین(باشه🗿)
کیفشو برداشت و از خونه زد بیرون
+تو نباید جلوشو می گرفتی؟؟
-به من چه خیلی کم خودشو نمی گرفت الانم واسه ما شاخ و دم درآورده فک میکنه کیه.....*بغض*جینهو من دوسش دارم! اونشب از سرِ عصبانیتم بهش گفتم می خوام طلاق بگیرم وگرنه من بدون اون نمی تونم....میمیرم!
+خیله خب بیا بریم دنبالش تا کار دست خودش نداده
-تو پیش هیون بمون من میرم پیشش
+میدونی کجاست؟
-نمی دونستم جای تعجب داشت!
....
رسیدم به همون پارکی که ا/ت همیشه می رفت
توی پارک می چرخیدم و دنبال ا/ت می گشتم که صدای جیغشو شنیدم
دیدم یه پسر دستشو گرفته و داره می کشتش!
با عصبانیت رفتم جلو و یه پشت محکم تو صورت پسره زدم که زود در رفت
عوضی....
-ا/ت؟ حالت خوبه؟
+چرا اومدی دنبالم؟
-آخه‌‌‌...من دوست دارم!
+ولی من ندارم...

دو پارت گذاشتم
تا آخر شب عید دیدنیم برای همین فردا آپ می کنم پارتای بعدیو
دیدگاه ها (۸)

پارت چهارم-داری دروغ میگی! ا/ت....حداقل به خاطر بچمون برگرد ...

پارت اولاین داستان راجب دو روحهدو روحی که با زندگی سخت و مشک...

پارت دوم-اون که به اینا اهمیت نمیده-اصن یه دیقه بذار ببینم س...

پارت اولخب اهم اهم....صدا میاد؟ عه خب اوکیهسلام من جینهو ام ...

پارت 2

شوهر اتفاقی

پارت ۱۵:عمو های من مافیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط