بیچاره مترسک مزرعه ما...

بیچاره مترسک مزرعه ما...
نمی دانست این همه بازی برای ترساندن
کلاغ های مزاحم است؛
متوجه نبود که وقتی تاریخ مصرفش
تمام شد
دیگر کلاغ ها هم از او حساب نمی برند؛
با خیال های قشنگ زندگی کرد تا پوسید...
و اکنون سالهاست که
مزرعه خشکیده و نه مترسکی است
و نه سبزی و برکتی؛
حتی کلاغ ها هم میلی به نوک زدن زمین ندارند؛
و چه زود قصه مترسک مزرعه ما تمام شد...

#سعید_اردلان
دیدگاه ها (۴)

🥀🖤 𓆩 ملکهٔ هفت گناه 𓆪 🖤🥀✍🏻 نویسنده: Rose_Writer📚 ژانر: مافیا...

#پارت چهارم با تکون دادن دستی به خودم اومدم این قدر مشغول فک...

صورتش را ماساژ داد و فکر سبزیجات را از سرش بیرون کرد‌. مابقی...

رضا نظری ایلخانی

فردای بدون آخوند چگونه است؟

پارت ۱۲-*"...ساعت ۱۲ شب. اسکله ۱۴ خودتو آماده کن آسوکا چان ق...

#فال_روزانه...#فال_حافظ...فال امروز شما چهارشنبه 2 خرداد 97ف...

فال امروز شنبه 13 دی 1393امروز 3 ژانویه 2015متولد فروردین : ...

قصه های شبانه :چگونه با پدرت آشنا شدم؟!مونا زارعنامه شماره ۲...

"مشکلات جنسی جوانان (4)""نخستین و مهمترین گام در مسیر درمان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط