{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمیگم دیگه دوسش ندارم

نمیگم دیگه دوسش ندارم
نمیگم دیگه عاشقش نمیشم
اما اینبار دیگه دوستت دارمو به زبون نمیارم
قربون صدقه رفتن که هیچی
نگرانیامم دیگه اصلا بروز نمیدم
وقتی حالش خوب نبود باهاش صحبت نمیکنم و ارومش نمیکنم
بجاش میگم برو یه دوش بگیر بهتر میشی️
باهاش دیگه زیاد بیرون نمیرم
تا اگه یه روز جدا شدیم خیابونای شهر عذابم ندن
به چشماش خیره نمیشم تا دلم گیر چشاش نشه
سعی میکنم وقتی داره خودشو لوس میکنه برام
بحثو عوض کنم تا وقتی صداش یادم اومد دیونه نشم
وقتی خواست قسم بخوره که تنهام نمیزاره
انگشتمو میزارم رو لبش و بهش میگم
لازم نیست قسم بخوری حرمت خدارو نشکون
خلاصه اصلا بهش گیر نمیدم و پاپیچ کاراش نمیشم
اصلا انگار نه انگار
چون تاوان اعتماد کردن به بعضیا یه عمر پشیمونیه
دیدگاه ها (۲)

حاجی بهضیاتون خیلی بدیددد میآید نسبت میزنید بعد انگار نه انگ...

فیک:زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت دوم(یک هفته بع...

My lovely neighbor part : 59

ادامه پارت 156رفتم لب پنجره قصر انگار اروم بود....اروم چه وا...

You are mine...⁵واقعا لقب عروسک کوچولو بهش میادهم شبیه عروسک...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت نوزدهم: طوفانِ خشم و سکوتِ مرگبار ⛓️...

intertwined fate of two enemies-part 14

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط