{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

معلم اسم دانش آموز را صدا کرد، دانش آموز رفت پای تخته، مع

معلم اسم دانش آموز را صدا کرد، دانش آموز رفت پای تخته، معلم گفت: شعر بنی آدم را بخوان. دانش آموز شروع کرد: بنی آدم اعضای یکدیگرند * که در آفرینش ز یک گوهرند * چو به درد آورد روزگار * دگر عضوها را نماند قرار
به اینجا که رسید متوقف شد، معلم گفت: بقیه اش را بخوان!
دانش آموز گفت: یادم نمیاد، معلم گفت: ینی چی؟ این شعر ساده را هم نتوانستی حفظ کنی؟
دانش آموز گفت: آخر مشکل داشتم، مادرم مریض است و گوشه ی خانه افتاده، پدرم سخت کارمیکند اما مخارج درمان بالاست
من باید کارهای خانه را انجام بدهم و هوای خواهر و برادرهایم را هم داشته باشم، مرا ببخشید

معلم گفت: ببخشید! همین؟؟ مشکل داری که داری ، باید شعر رو حفظ میکردی، مشکلات تو به من مربوط نمیشه!
در این لحظه دانش آموز گفت: تو کز محنت دیگران بی غمی * نشاید که نامت نهند آدمی
دیدگاه ها (۲)

«دیده و دل»گر بنی آدم اعضای یکدیگرنداز این روست که در آفرینش...

پارت سی🥳🔥عشق ابدی ما🔥معلم: سلام بچه ها امروز دانش آموز جدید ...

پارت آخرپرش زمانی به فردا چهارشنبه *ویو جین* نمیدونم چرا این...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۷در کاملاً باز شد.همه منتظر بودند هما...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁵﴿ویو تهیونگ﴾بعضی آدم‌ها...بدون اینکه ب...

☆دوپارتی☆𓆩𐙚..وقتی هم استادته و هم همسرت..𐙚𓆪ـــــــــــــــــ...

با خارها راهش رامیبندم:شباهت غاصبان فدک و بهائیت درغصب

007-پنهان در مه - پارت ۷۱

007-آلما ویسکی - پارت ۴۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط