چند روزی است که تنها به تو می اندیشماز خودم غافلم اما

چند روزی است که تنها به تو می اندیشم...از خودم غافلم اما به تو می اندیشم ❤ شب که مهتاب در آیینه ی من می رقصد... می نشینم به تماشا به تو می اندیشم ❤
همه ی روز به تصویر تو می پردازم... همه ی گریه ی شب را به تو می اندیشم ❤
چیستی؟ خواب و خیالی؟ سفری؟ خاطره ای؟ ...که در این خلوت شب ها به تو می اندیشم ❤
لحظه ای یاد تو از خاطر من خارج نیست ...یا در آغوش منی یا به تو می اندیشم❤ گر آینده به یک پنجره تبدیل شود... پشت آن پنجره حتی به تو می اندیشم ❤ تو به حافظ، به حقیقت، به غزل دلخوش باش ...من به افسانه نیما به تو می اندیشم ❤ نه به اندیشه ی زیبا، نه به احساس لطیف... که به تلفیقی از این ها به تو می اندیشم ❤ تو به زیبایی دنیایی که می اندیشی؟... من که تنها به تو، تنها به تو می اندیشم ❤
دیدگاه ها (۱)

💕 سوژه ی تلخِ غزل هایت شدم، دلدارِ من...جوهر خودکار هم خشکید...

شده ام در قفس خاطره ها زندانیدردم این است که هم دردی و هم در...

هزارمین قول انگشتی را به یاد اور پارت ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط