{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💕 سوژه ی تلخِ غزل هایت شدم، دلدارِ من...جوهر خودکار هم خش

💕 سوژه ی تلخِ غزل هایت شدم، دلدارِ من...جوهر خودکار هم خشکیده از تکرارِ من... قافیه اسمم شد وُ قالب همه مغلوبِ غم... با خودت گفتی: که بهتر می شود بیمارِ من ...قهرمان شعر تو بیچاره امشب کشته شد... در میان جنگ سختت با من وُ افکار من
نا امیدم، خسته ام، می فهمی از چشمم ولی... با دلت حل می شوی در گریه ی هر بار من... آنقَدَر خواندی برایم قصه از جنسِ غزل ...تا که چشمم بسته شد، ای خسته ی بیدارِ من
هی به تو گفتم که شب هایم پر از رنگِ غم است ...ناگهان در شب زدی با این همه اصرار من
بی صدا در شعله ام خود را به آتش ریختی!
سوختی هر لحظه، این شد علت آزارِ من
با دل زخمم بسوز وُ دیگر از دنیا نگو
تن بده بر مرگِ خود، این بار با اجبار من😔 💕
#صنم میرزازاده رافع
دیدگاه ها (۱)

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

..من کنارِ غزلی تازه تو را بوسیدمچای را از لب و قندان تو من ...

@taninمن کنارِ غزلی تازه تو را بوسیدمچای را از لب و قندان تو...

می روم سمت غزل، کار بهم می ریزدحال و روز من و اشعار بهم می ر...

شعرهای من هوای گریه دارد بعد توچشم این ابیات باید خون ببارد ...

باز هم نصفه شب و تاب و تبی تکراری دلبرم! دخترِ مهتاب! تو هم ...

باران گرفته ، باز دلم گشته بیقراردردت اشاره کرده به چشمم « ک...

باران گرفته ، باز دلم گشته بیقراردردت اشاره کرده به چشمم « ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط