{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمان می گذرد و در انتهای راه می فهمی ،

زمان می گذرد و در انتهای راه می فهمی ،

چقدر حرف نگفته در دل باقی ماند . . . .

حرفهایی که می توانست راهی به سوی عشق باشد . . . .

حرفهای ناتمامی که در کوچه های بن بست زندگی اسیرند . . . .

ناگهان لحظه غربت می رسد و تو در میابی که چقدر زود دیر شده . . . .

به تکاپو می افتی . . . .

در غربت بیابان . . . .

در کوچ شبانه پرستوها . . . .

در لحظه وصال موج و ساحل ،دنبال عشق می گردی . . . .

دیر شده خیلی دیر . . . .

هر روز دوست داشتن را به فردا می انداختی . . . .

و حالا می بینی دیگر فردایی وجود ندارد . . . .

سالها چشمت را به رویش بسته بودی . . . .

و نمی دانستی و یا شاید نمی فهمیدی . . . .

امروز حرف حقیقت را باور می کنی . . . .

اما افسوس . . . .

افسوس که خیلی زودتر از آنچه فکر می کردی دیر شده . . . .

آن کس که لذت یک روز زیستن و عاشق بودن را تجربه کند ،

انگار که هزار سال زیسته . . . .

و آنکه امروزش را قدر نمیداند ،

هزار سال هم به کارش نمی آید . . . . !
دیدگاه ها (۶)

نامجون، تولدت مبارک. 🐨💜نمی‌دونم چطور باید توضیح بدم که چقدر ...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۸ظهر، نامجون جلوی خونه منتظرش بود.وقتی...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②③_بخش دوم_"بهشون گفتم برن تا بت...

My wife:@taehyung_1377زندگیم با بودنت خوشه🛐🛐🛐🛐فندق کوچولوی م...

⁨گاهی آدم کسی را از دست نمی‌دهد؛خودش رالابه‌لای دوست‌داشتنی ...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟑جیمین چند ثانیه هیچ حرفی نزدصدای لیا دو...

پشت لبخند جیمین پارت ششمچند ثانیه بعد از حرف جیمین، هنوز همو...

پارت ۵۲ — سال‌هایی که نگذشتندچندین سال از آن روز گذشته بود.ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط