{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من و تو توی خیابانی و باران مثلأ 

من و تو توی خیابانی و باران مثلأ 
خلوتِ دنجی و یک گوشۀ دالان مثلأ 

من و یک سیر تماشای تو کردن، آرام
بی سخن از لب و گیسوی پریشان مثلأ 

تو به من، فکر نکن، من به لبت فکر کنم
فکر بد نیست که، نه بیشتر ازآن مثلأ 

تو بگویی که چه سیگار تو بد بوست ولی
من بگویم نَفَست، قمصرکاشان مثلأ 
تو بپرسی چه کسی توی خیالت داری؟
من بگویم:"تو"؛ کسی نیست به قرآن، مثلأ
بغض کردم که مگر می شود آیا روزی 
من و تو، توی خیابانی و باران مثلأ ...
دیدگاه ها (۸)

کاش میشد که در این تاری شب های جهانبه سرای پر از آرامش یارم ...

می‌ترسم از وقتی که دلتنگت بمانماز بی تو بودن شعرهایی را بخوا...

خیره شدم، خیره به آن روی توزخمی ام از خنجر ابروی تو مست شده ...

مرا به باد دادی و تو را گناه کرده ام تو از خیال خود مرا ، و ...

توی سینما انیا نزدیک بود خوابش ببره دامیان هم انگشتش می‌کرد ...

پارت ۴: عمارت فراموش‌شدهباد سردی میان درختان پارک می‌پیچید.ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط