{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زیره آواره زمانه خسته بودم دل به هرآنچه پیش آید بسته بودم

زیره آواره زمانه خسته بودم دل به هرآنچه پیش آید بسته بودم،،نوره امیدم شدی برجانم دمیدی چه خوب آخرفریادم شدی،،
شب های تنهایی به امیدت سحرشد شب وروزبهاروپائیزم حدرشد،،
حالاکه یافتم تورابایدبدانی تاوقتی توهستی من هم هستم ،،،،،غم کنارتم،،،
دیدگاه ها (۱)

نقاشی

خداوندا من چه سازم خسته راه درازم نه فرهادم که مردازداغ شیری...

باانکه نیستی دیوونه میشم ازغمت اصلا نمیخوام بشنوم که اشتباه ...

نگاهت یادم نمیره نگاهی که آتیش بجون میزنه،،نگزرازعشق به سادگ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

زیرآوازه زمانه خسته بودم دل به هرآنچه پیش آید بسته بودم،،نور...

زیره آواره زمانه خسته بودمدل بهرآنچه پیش آید بسته بودمنوره ا...

زیره اواره زمانه خسته بودم دل به هرآنچه پیش آیدبسته بودمنوره...

خب از این به بعد حالمو با شعرایی که نوشتم پست میکنم اولین شع...

گرید به حالم کوه و در و دشت از این جدایی می نالد از غم این ...

وای از دست این تنهایی، وای از دست این دل بهانه گیر وای از دس...

نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سودای جامی بی ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط