{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز صبح که تهیونگ از

یه روز صبح که تهیونگ از

خواب خوش پا میشه و میره

تو حال و میبینه هوپی تو حال

خوابیده

جیغ میزنه

تهیونگ: تو چطوری وارد خونه من شدی جی هوپ

جیهوپ: راستش وقتی بهت زنگ زدم جواب ندادی اومدم در خونتون هرچی در زدم درو باز نکردی پس از کلید یدکی استفاده کردم اومدم تو خونه

تهیونگ: جز اینکه اومدی خونه بمونه کنار چرا اومدی خونه من

هوپی: قرار بود امروز صبح با همدیگه بریم بازار بریم می دونستم که دیر می‌کنی خودم زودتر اومدم که از خواب بیدارت کنم و زود بریم

تهیونگ: آخه دیوونه کی قرار بود ما بریم بازار چرا دروغ میگی زود باش واقعیتشو بگو باز یه گندی زدی

جیهوپ: خوب راستش دیروز که داشتم غذا درست می‌کردم خونه جین بودم یکم ماهیتابه‌هاشو خراب کردم یکم فقط

تهیونگ: خوب من الان چیکار کنم این وسط

جیهوپ: اولاً که رفتم خونه جیمین رام نداد می دونست جین خودشم می‌کشه بعد رفتم خونه نامجون اونم گند زده بود بدم رفتم خونه شوگا خونه نبود برم اومدم اینجا مطمئنم که کوکم یه گند زده برا همین نرفتم اونجا اومدم پیش تو

تهیونگ: می‌دونی چی جی هوپ بیا که با همدیگه فرار کنیم چون که منم منم دیروز گند زدم به دیگش حالا هم قراره قیمه قیمم کنه بیا فرار کنی با هم بدو

جی هوپ: ای خدا میرم پیش هرکی یه گندی زده به نظرت منزل بعدیمون کجا باشه.


و اینجوری بود که جفتی با هم فرار کردن بچه ها ببخشید اگه بی‌روح بود فیک اولمه لایک یادتون نره خداحافظ
دیدگاه ها (۱۹)

مرگ در ۱۷ سالگیتک پارتیحی دو نقطه من امروز می‌خواهم با دوستا...

تک پارتی فیک طنز زن با سر و صورت کبود و زخمی وارد اتاق دکتر ...

...

جیهوپ: لونا من اومدم لوناویو جیهوپ رفتم توی اتاق لونا دیدم ی...

ترکم نکن

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۸: وقتی خونه‌ی سوآ منفجر شدخونه‌ی سوآ برخ...

...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۴: گفت‌وگوی مردانه یا میدان جنگ؟همه هنوز ...

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

رمان :تا وقتی عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط