پارت

پارت ۱

وقتی پیداش کردم توی یه بار پیش خدمت بود ، اون زمان من به همراه پدرم به بار رفتم تا درمورد شرکت
و مسائل کاریمون حرف بزنیم
نمیدونم چطور سرنوشت هامون بهم گره خورد ولی میتونم بگم بهترین اتفاق ممکن توی زندگیم بود ،
اتفاقیکه منو نجات داد ..از غرق شدن توی غرور وکثیفکاری های پدرم .. از تبدیل شدنم به مردیکه
همه به عنوان یه آدم هوس باز و شهوتی میشناسنش ...
من داشتم پا جای پای پدرم میگذاشتم ، داشتم دقیقا تبدیل میشدم به همون چوی سونگیلی که تمام
کارکنان شرکت ازش حساب میپردن و هیچکس جرعت نداشت بهش نزدیک شه ..
ولی اون نجاتم داد .. و جوری من رو مجذوب خودشکرد ، که وقتی به خودم اومدم دیدم کامال تبدیل
شدم به اون ...
دیدگاه ها (۳)

پارت ۲ـ یا چوی یونجون دقیقا چه غلطی میکنی ؟درحالی که با احتی...

پارت ۳شونه ای باال انداخت و در جواب بومگیوگفت :یونجون : خبکه...

بچه ها اینو پیدا کردم ولی کای توش نیست کای نقشش خیلی کمه بخا...

بچه ها من اصلا چیز خوبی برای کاور فیک پیدا نکردم این خیلی خو...

#pain #P⁷«ویو تهیونگ» بدون اینکه وایسه من جواب بدم قطع کرد ب...

عشق چیز خوبیه پارت ۱۰ویو کوکوقتی دیدم ات نیست به بادریگاردا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط