زندگی رویاییپارت
زندگی رویایی:پارت ۳۳
+(لبخند خجالتی)
-عه..سفارشمون آمد
ویو وقتی رسیدن هتل :
ویوا.ت:
وقتی رفتیم داخل همه تو استخر بودن و میخندیدن وقتی ما آمدیم ایدا با دو آمد و بغلم کرد و گفت
÷حالت خوبه...شنیدیم ته میگه بیمارستان بستری بودی...حالت خوبه؟؟
+خوبم..بهترم به لطف استاد جئون...تو بیمارستان ازم مراقبت میکرد
من از هیچی خبر نداشتم ولی انگار اینو به بچه ها گفته که شک نکن بهمون
+کلک چقدر مایوت قشنگه
÷جدی میگی
○ا.ت شی حالت خوبه
+خوبم شین یو (پسره)
+خببب..داشتید چکار میکردید ادامه بدید
من چون مایو نیورده بودم با همون لباس کوک رفتم پیش بچه ها کوک هم اون ور نشسته بود...
÷ا.ت...
+جونم
÷ا.ت با یکی از بچه ها دوست شدم خیلی دختر خوبیه...ولی یکم بی جنبن...یکم احساسی میشه...ولی در کل خیلی خوبه
+خوبه
÷کنجکاو نیستی بدونی اسمش چیه؟؟
+نوچ
÷اوک...تو مایو نیوردی
+از شناس خوبم..نوچ
÷ولش..الان تو واقعا خوبی
+اره
÷واقعا بیمارستان بودی.
+ نوچ
÷یعنی چییی...پس ته دروغ گفته
+اولش از کی با ته دختر خاله پسر خاله شدی کلک... دو من تو ساحل اتفاقی برام افتاد که با داداشت رفتیم تو کلبش
÷یعنی چی..چه اتفاقی
+بابا..افتادم رو سنگا سرم زخمی شد ولی سطحی بود
÷اهاا
÷ا.ت
+جونم
÷من با خودم سوجو آوردم
+جدی میگی
÷اره امشب ته بره پیش اوپا من و تو تو اتاق باهم بخوریم
+بد نیست(لبخند شیطونی )
÷(لبخند شیطونی)
برگشتم پشت سرم کوک رو دیدم که داره با
+(لبخند خجالتی)
-عه..سفارشمون آمد
ویو وقتی رسیدن هتل :
ویوا.ت:
وقتی رفتیم داخل همه تو استخر بودن و میخندیدن وقتی ما آمدیم ایدا با دو آمد و بغلم کرد و گفت
÷حالت خوبه...شنیدیم ته میگه بیمارستان بستری بودی...حالت خوبه؟؟
+خوبم..بهترم به لطف استاد جئون...تو بیمارستان ازم مراقبت میکرد
من از هیچی خبر نداشتم ولی انگار اینو به بچه ها گفته که شک نکن بهمون
+کلک چقدر مایوت قشنگه
÷جدی میگی
○ا.ت شی حالت خوبه
+خوبم شین یو (پسره)
+خببب..داشتید چکار میکردید ادامه بدید
من چون مایو نیورده بودم با همون لباس کوک رفتم پیش بچه ها کوک هم اون ور نشسته بود...
÷ا.ت...
+جونم
÷ا.ت با یکی از بچه ها دوست شدم خیلی دختر خوبیه...ولی یکم بی جنبن...یکم احساسی میشه...ولی در کل خیلی خوبه
+خوبه
÷کنجکاو نیستی بدونی اسمش چیه؟؟
+نوچ
÷اوک...تو مایو نیوردی
+از شناس خوبم..نوچ
÷ولش..الان تو واقعا خوبی
+اره
÷واقعا بیمارستان بودی.
+ نوچ
÷یعنی چییی...پس ته دروغ گفته
+اولش از کی با ته دختر خاله پسر خاله شدی کلک... دو من تو ساحل اتفاقی برام افتاد که با داداشت رفتیم تو کلبش
÷یعنی چی..چه اتفاقی
+بابا..افتادم رو سنگا سرم زخمی شد ولی سطحی بود
÷اهاا
÷ا.ت
+جونم
÷من با خودم سوجو آوردم
+جدی میگی
÷اره امشب ته بره پیش اوپا من و تو تو اتاق باهم بخوریم
+بد نیست(لبخند شیطونی )
÷(لبخند شیطونی)
برگشتم پشت سرم کوک رو دیدم که داره با
- ۹.۳k
- ۲۲ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط