سرنوشت
"سرنوشت "
فصل ۲
P,8
.
.
.
ا/ت : حیحی .... شما ها لباس نمیخاین ؟؟
.
ته: من که کت شلوار مشکیم هست ...
.
ا/ت : شوما قصد کشتار جمعی دخترای مهمونی را دارید اقای کیم ..؟
.
ته : شوما چی .. ؟ خانم لی شما قصد کشتار پسرای اطرافتو داری ..
.
ا/ت : ( خنده )
.
پیتر : تو رو نمیدونم ته ولی ا/ت همین الان داره منو میکشه ...( خنده )
.
فلیکس : وای گرسنمهه
.
هیون : طبقه ی بالا ی رستوران چینی هست کا واقعا نودل هاش عالیه .... منو فلیکس یکی دو بار باهم رفتیم.....
.
ا/ت : عی شیطونا ....
.
فلیکس : حیحی
.
رفتیم طبقه ی بالا و روی صندلی های ی میز نشستیم ..
.
خدمتکار : چی میل دارید ..؟
.
تهیونگ : ا/ت تو نودل میخوری ؟
.
ا/ت : هوم ...
.
تهیونگ : پس ۵ تا نودل ... فقط .. یکی از نودل هارو توش فلفل نزدید ...
.
ا/ت : عی کلک تو هنوز میدونی ....( لبخند )
.
ته : مگه میشه عادت های پرنسس خانم رو فراموش کنم ...
.
بعد از خوردن نودل ها ی گشتی توی اون طبقه زدیم .....
.
ا/ت : هیون ... هیون ... میشه بریم اون مغازه ی لوازم ارایشی ؟؟
.
هیون : بریم ..
.
با بچه ها رفتیم سمت فردشگاه بزرگ لوازم ارایشی.....
.
تهیونگ با فلیکس و هیون پشت سر هم.... منو پیتر هم پیش هم .....
توی لاین ایپ گلاس ها و تینت ها بودیم ....
.
پیتر : بیا روی دستم تست کن ...
.
ا/ت : باشه ...
.
.
ویو ته *
.
هیون : فکر میکنی پیتر باعث میشه جونگ کوک رو فراموش کنه ؟؟
.
ته : نه ..... شبا که میخام برم آب بخورم ... از کنار اتاق ا/ت رد میشم .. هنوزم گریه میکنه .... صداش میاد که میگه " لعنت بهت جونگ کوک "..
.
فلیکس : اوه ... یعنی ممکنه جونگ کوک رو توی مهمونی ببینیم ؟؟
.
ته : حتما میبینیم ... برای همین باید مواظب ا/ت باشیم ... درسته که ظاهرشو قدی نشون میده ولی اگه دوباره ... اکه دوباره جونگ کوک رو ببینه از تو میشکنه ...
.
.
.
حمایتا کم شده 🤔
خوشتون نمیاد از فصل دو ؟؟
فصل ۲
P,8
.
.
.
ا/ت : حیحی .... شما ها لباس نمیخاین ؟؟
.
ته: من که کت شلوار مشکیم هست ...
.
ا/ت : شوما قصد کشتار جمعی دخترای مهمونی را دارید اقای کیم ..؟
.
ته : شوما چی .. ؟ خانم لی شما قصد کشتار پسرای اطرافتو داری ..
.
ا/ت : ( خنده )
.
پیتر : تو رو نمیدونم ته ولی ا/ت همین الان داره منو میکشه ...( خنده )
.
فلیکس : وای گرسنمهه
.
هیون : طبقه ی بالا ی رستوران چینی هست کا واقعا نودل هاش عالیه .... منو فلیکس یکی دو بار باهم رفتیم.....
.
ا/ت : عی شیطونا ....
.
فلیکس : حیحی
.
رفتیم طبقه ی بالا و روی صندلی های ی میز نشستیم ..
.
خدمتکار : چی میل دارید ..؟
.
تهیونگ : ا/ت تو نودل میخوری ؟
.
ا/ت : هوم ...
.
تهیونگ : پس ۵ تا نودل ... فقط .. یکی از نودل هارو توش فلفل نزدید ...
.
ا/ت : عی کلک تو هنوز میدونی ....( لبخند )
.
ته : مگه میشه عادت های پرنسس خانم رو فراموش کنم ...
.
بعد از خوردن نودل ها ی گشتی توی اون طبقه زدیم .....
.
ا/ت : هیون ... هیون ... میشه بریم اون مغازه ی لوازم ارایشی ؟؟
.
هیون : بریم ..
.
با بچه ها رفتیم سمت فردشگاه بزرگ لوازم ارایشی.....
.
تهیونگ با فلیکس و هیون پشت سر هم.... منو پیتر هم پیش هم .....
توی لاین ایپ گلاس ها و تینت ها بودیم ....
.
پیتر : بیا روی دستم تست کن ...
.
ا/ت : باشه ...
.
.
ویو ته *
.
هیون : فکر میکنی پیتر باعث میشه جونگ کوک رو فراموش کنه ؟؟
.
ته : نه ..... شبا که میخام برم آب بخورم ... از کنار اتاق ا/ت رد میشم .. هنوزم گریه میکنه .... صداش میاد که میگه " لعنت بهت جونگ کوک "..
.
فلیکس : اوه ... یعنی ممکنه جونگ کوک رو توی مهمونی ببینیم ؟؟
.
ته : حتما میبینیم ... برای همین باید مواظب ا/ت باشیم ... درسته که ظاهرشو قدی نشون میده ولی اگه دوباره ... اکه دوباره جونگ کوک رو ببینه از تو میشکنه ...
.
.
.
حمایتا کم شده 🤔
خوشتون نمیاد از فصل دو ؟؟
- ۷۱.۳k
- ۰۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط