{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زیبا ترین اتفاق صبح اون موقعس که

زیبا ترین اتفاق صبح اون موقعس که

چشم باز کنی

بین تاریکی و روشنایی

حضور یارت رو حس کنی

آهسته دستش رو لمس کنی

نفس بکشی...

و با خودت بگی من عاشق این بوی تنتم ...
دیدگاه ها (۱)

دستاتو دور گردنش حلقه کردی، فلیکس وقتی حلقه‌ی دست‌هات رو دور...

چشمم از نگاهش فروریخت.سریع به سمت یکی از گل‌های بزرگ و پرزرق...

🍷🌹...................پارت۹...................🌹🍷~جیمین اسمت ر...

### پارت ۱: سایه‌ای که بویِ باروت می‌دهدبارون، سقفِ فلزیِ ان...

پارت۶ایزوکو با قدم‌های سنگین اما آروم به سمت اتاقش رفت. انگا...

### پارت ۹: انتخابِ اجباریانبارِ قدیمی اسکله، بویِ مرگ و اند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط