{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هزار شب نشسته ام به پای چشم های تو...

هزار شب نشسته ام به پای چشم های تو...
رها نمی کند مرا هوای چشم های تو...

من آن همیشه عاشقم که لحظه لحظه درد را...
به دوش خسته می کشم برای چشم های تو...

تمام حجم اشک را به نذرگاه برده ام...
مگر که بنده ام کند خدای چشم های تو...

مسافرم ولی هنوز هزار جاده فاصله است...
میان غربت من و سرای چشم های تو...

قبیله ی شکیب من دوباره بار بسته است...
تمام بیقراری ام فدای چشم های تو...

بگو که عاقبت کجا؟ کجای بغض سادگی...
به خاک می سپاردم وفای چشم های تو....
دیدگاه ها (۲)

داستان بسیار زیبای شاهزاده و سه عروسک عارف پیر (در مورد دوس...

خیلی قشنگه بخونید:ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﺗﺨﺘﻪ ﺳﻨﮓ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻭﺳﻂ ﺟﺎﺩﻩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ ﻭ...

ای آنکه در نگاهت حجمی زنور داریکی از مسیر کوچه قصد عبور داری...

آری....می دانم !....خوب می دانم که خدا هست حتی در غریبانه ت...

حالی به باغ نیست

پارت ۳: صدایِ یک سکوتِ ابدیشب، سیاه و خفه بود. بارونِ تندی ب...

### 🌑 پارت دوم: معامله‌ای در سکوتهنوز به خودم نیومده بودم که...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

پارت دوم جنگ میان قلب و مغز

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 120✦...................

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش اول_ "تا بر تو نظر کردم ر...

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط