{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#زندگی_با_دوستت_دارم_های_بغل_دار

#زندگی_با_دوستت_دارم_های_بغل_دار

کسی را نگه دار که بداند ده ثانیه مانده به انفجار ؛ کدام سیم را قطع کند که قصه نمیرد و از دست نرود ...
کسی را انتخاب کن که اسلحه اش قبل از شلیک قفل میکند و خنجرش از شدت بی تجربگی بریدن بلد نباشد !

از همان هایی که ذوقِ چای عصرِ کنارِ پنجره را داشته باشد.
حتی حوصله ی بی‌حوصلگی هایت و دلشوره های وقت و بی وقتت را.

آدم باید تا وقتی که جانی مانده برای عزیزم گفتن و جانم شنیدن، کسی را پیدا کند که بلد باشد کجا و چه وقت دوستت دارم گفتن‌اش بغل هم داشته باشد ...
که زندگی با دوستت دارم های بغل دار بیشتر میچسبد
دیدگاه ها (۱)

وارث سایه ها

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁰باران شروع به باریدن کرده بود و را...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت یازدهم: بازیِ سایه‌ها و تایم...

پارت اول — جایی میان ماجونگ‌کوک همیشه فکر می‌کرد عشق یعنی پی...

کسی را نگه دار که بداند ده ثانیه مانده به انفجار؛ کدام سیم ر...

کسی را نگه دار که بداند ده ثانیه مانده به انفجار ؛ کدام سیم ...

کسی را نگه دار که بداند ده ثانیه مانده به انفجار کدام سیم را...

کسی را نگه دار که بداند ده ثانیه مانده به انفجار ؛ کدام سیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط