{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به " تـــــــــــــو " کـــــه میرســـــم ... مکـــث میکن

به " تـــــــــــــو " کـــــه میرســـــم ... مکـــث میکنـــــم ... انگـــــار در " دنیـــ ـایــ ـت" چیـــــزی را جـــــا گذاشتـــــه ام ... مثلــــــــــا... در صـــ ــدایت ... آرامـــــ ـــش

در آغــــوشت ... زندگـــــ ـــی
دیدگاه ها (۵)

مَــــنـ اهــــلـِ دوستــ داشـتَنَمــ تو اهــــلـِ کُجاییـــ...

قرارهایم را می گذارم..در آغوشش.

عشقم ...انقــــــــــــــــــــــــــــدر...براے تــــــــو ...

دلم.. یک اتفاق تازه می خواهد..!! نه مثل عشق و دل دادن..؛نه د...

فاصله یک لبخند تا جنون

پارت آخر

دوستت دارم...مثل عطرِ باران که آرام‌آرامدر کوچه‌های خیسِ دلت...

پارت 2

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 6 | صفحه‌ای که باید نوشته می‌شدچند روز از جشن دان...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟑 | وقتی یک نفر طرف تو می‌ایستدچند هفته گذشت.دوستی آنها...

💜 پارت سوم | چیزی که تهیونگ فهمیدتهیونگ هنوز با همان لبخند ش...

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط