for me.
part: 1
سرعتش رو کمتر کرد و جلوی خونه...صبکن، خونه نه! عمارت...اره خیلی بزرگ تر از این حرفا بود.
جلوی عمارت مورد نظر ماشین رو متوقف کرد، از مرسدس بنز سفیدش پیاده شد و به سمت مشاور املاکی رفت که داشت اون رو به سمت عمارت راهنمایی میکرد
بعد از دیدن تمام قسمت های عمارت رو کرد به مشاور املاک
-:همسایه های اطراف چطورن؟
مشاور: آدم های خوب و مورد اعتمادی هستن، همسایه سمت چپ یک اقای فرانسوی ساکن هست که به همراه همسر و دوتا پسراش زندگی میکنن و همسایه سمت راست خانواده جئون
-:جئون؟ صاحب هولدینگ مُد جئون؟
مشاور: بله قربان، ادم های شریفی هستن، صاحب قبلی مهاجرت کرد به گرجستان بخاطر همین این عمارت زیبا سوت و کور مونده
همینطور که میبینید ویو رو به دریا هم داره و خونه کاملا مبله(یعنی اساس داره خونه) هست، درضمن مالکان ملک توی این شهرک خیلی روی ساکنین شهرک حساسن، ورودیه شهرک رو که دیدید، تا با صاحب قبلی خونه هماهنگ نکردن اجازه ورود ندادن
-:خوبه پس، و اینکه دبیرستان معروفی داره اینجا درسته؟
مشاور: بله جنابه مین، دبیرستانه سئول اینجاست
-:خوبه پس به پدرم میگم همینجا رو پسندیدم
مشاور: باشه از حضورتون مرخص میشم
بعد از رفتن مشاور چرخ دوباره ای توی عمارت انداختم و رفتم به سمت تراس بزرگ عمارت که رو به روی ساحل بود
نگاهی به عمارت بقلی انداختم و گوشیم رو درآوردم و به جونگکوک زنگ زدم
کوک: الو جانم داداش؟
شوگا: جونگکوک بیا تو تراس
بعد از گذشت چند دقیقه جونگکوک وارد تراسشون شد
شوگا بای بایی کرد و پست تلفن گفت
شوگا: بالاخره برگشتم
جونگکوک که انگار حول کرده بود بدون هیچ حرفی تماس رو قط کرد و انگار داشت میومد عمارت من
سرعتش رو کمتر کرد و جلوی خونه...صبکن، خونه نه! عمارت...اره خیلی بزرگ تر از این حرفا بود.
جلوی عمارت مورد نظر ماشین رو متوقف کرد، از مرسدس بنز سفیدش پیاده شد و به سمت مشاور املاکی رفت که داشت اون رو به سمت عمارت راهنمایی میکرد
بعد از دیدن تمام قسمت های عمارت رو کرد به مشاور املاک
-:همسایه های اطراف چطورن؟
مشاور: آدم های خوب و مورد اعتمادی هستن، همسایه سمت چپ یک اقای فرانسوی ساکن هست که به همراه همسر و دوتا پسراش زندگی میکنن و همسایه سمت راست خانواده جئون
-:جئون؟ صاحب هولدینگ مُد جئون؟
مشاور: بله قربان، ادم های شریفی هستن، صاحب قبلی مهاجرت کرد به گرجستان بخاطر همین این عمارت زیبا سوت و کور مونده
همینطور که میبینید ویو رو به دریا هم داره و خونه کاملا مبله(یعنی اساس داره خونه) هست، درضمن مالکان ملک توی این شهرک خیلی روی ساکنین شهرک حساسن، ورودیه شهرک رو که دیدید، تا با صاحب قبلی خونه هماهنگ نکردن اجازه ورود ندادن
-:خوبه پس، و اینکه دبیرستان معروفی داره اینجا درسته؟
مشاور: بله جنابه مین، دبیرستانه سئول اینجاست
-:خوبه پس به پدرم میگم همینجا رو پسندیدم
مشاور: باشه از حضورتون مرخص میشم
بعد از رفتن مشاور چرخ دوباره ای توی عمارت انداختم و رفتم به سمت تراس بزرگ عمارت که رو به روی ساحل بود
نگاهی به عمارت بقلی انداختم و گوشیم رو درآوردم و به جونگکوک زنگ زدم
کوک: الو جانم داداش؟
شوگا: جونگکوک بیا تو تراس
بعد از گذشت چند دقیقه جونگکوک وارد تراسشون شد
شوگا بای بایی کرد و پست تلفن گفت
شوگا: بالاخره برگشتم
جونگکوک که انگار حول کرده بود بدون هیچ حرفی تماس رو قط کرد و انگار داشت میومد عمارت من
- ۱۱.۱k
- ۱۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط