{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر خم از جعد پریشان تو زندان دلیست

هر خم از جعد پریشان تو زندان دلیست

تا نگویی که اسیران کمند تو کمند
#سعدی_جان
دیدگاه ها (۱۱)

‌دوباره دست‌های توآن دست‌های قادرِ عاشقهم‌سان یک شکوفه، یک گ...

‌طعنه زند مرا ز کین: «رو صنمی دگر گزین!»در دو جهان یکی بگو ک...

‌آنجایی که تو هستی را نمیدانم..من،اینجا، در خزان ترین فصل سا...

صبح است ساقیا قدحی پرشراب کندور فلک درنگ ندارد شتاب کنزان پی...

روسری روی سرت "آیه قرآن" من است🌸🍃موی آشفته تو "خانه ویران" م...

میان پیله‌ٔ شعرم، عجب غوغایِ پنهانی‌ست که هر واژه در این زند...

میان پیله‌ٔ شعرم، عجب غوغایِ پنهانی‌ست که هر واژه در این زند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط