{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شوهرعمه‌ام اصرار کرد که شب را آنجا بمانیم / نیمه‌های شب ب

شوهرعمه‌ام اصرار کرد که شب را آنجا بمانیم / نیمه‌های شب بود که به سراغم آمد

ای‌کاش معجزه‌ای رخ دهد و بار دیگر با همین چشمانم بتوانم دنیا را ببینم.» این آرزوی فاطمه، دختر ۱۱ساله‌ای است که شوهرعمه‌اش با ریختن آهک به چشمانش، بینایی او را گرفت
به گزارش آفتاب دل، فاطمه دیروز همراه پدرش به شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی تهران رفت تا پای برگه‌هایی را امضا کند که نشان می‌داد حکم پرونده‌اش اجرا شده است. او در گفت‌وگو با خبرنگار ما گفت: پس از آن اتفاق تلخ و وحشتناک، 20بار در ایران زیر تیغ جراحی رفتم که پزشکان اعلام کردند امیدی به بازگشت بینایی چشمانم نیست



#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
دیدگاه ها (۱)

آنجا بود که همراه خانواده‌ام به آمریکا رفتم و 2بار هم آنجا ع...

فاطمه که حالا 11ساله است درخصوص اتفاق تلخی که 7سال پیش رخ دا...

و همین زماوند (زەماوەند) بوده که در زبان فارسی به دماوند تبد...

دماوند (دەماوەند) تا دویست سال پیش هم در دامن این کوه کوردها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط