{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وعده یِ ما؛

وعده یِ ما؛
سالها بعد در نیمه شبی کِ صدایِ اشک هایِ دخترت ت را وادار میکند ب یاداوری شبی کِ مَرا با بی انصافی در دریایی از غم گوشه یِ اتاق تنها گذاشتی.(:
دیدگاه ها (۰)

امروز تو داروخونه قیمت داروهای یه پیرمرده شد 300 هزارتومن گف...

اکیپ دوستانه و رفاقتی رو با کراش زدن و نوسانات هورمونی بهم ن...

وقت رفتن باید آروم‌تر از همیشه قدم برداری، باید چندبار برگرد...

من نمیتونم دلتنگت نشم،من نمیتونم تورو دوستت نداشته باشم،من ه...

درمانکر عشق. فصل دوم. پارت۱۲

چپتر اول : یکی از پارت ها رو میزارم از ایندهجیمین ت عمارت بو...

رمان غریبه کوچولو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط