{ویو بینا}=یجورایی روی پاهاش راحت نبودم:
{ویو بینا}=یجورایی روی پاهاش راحت نبودم:
+"جونگ کوک میشه برم سر جام"
_"نه همینجا جات خوبه"
+"کوک"
_"باشه باشه برو"
از رو پاهاش بلند شدم نشستم رو صندلی شاگرد بعد از چند مین رسیدیم عمارتش از ماشین پیاده شدیم به بادیگاردا گفت که ماشینشو پارک کنن منم خریدارو برداشتم و وارد عمارت شدم جونگ کوک هم پشت سرم امد
_"یهو زحمتت نشه کولتور بیاری"
+'ببخشید بدش من"
_"نیاز نیست بیا اتاقتو بهت نشون بدم"
+"باشه"
رفت سمت پله های عمارت منم پشت سرش راه افتادم تا رسیدیم به یه اتاق تم اتاق بنفش و سیاه بود رنگ مورد علاقم
_"این اتاقته"
+"چقدر خوشمله"
_"میدونم سلیقه ی منه دیگه"
+"بنازم سلیقتو"
_"خب دیگه برو لباستو عوض کن پایین منتظرتم تا شام سفارش بدیم "
+"اوکی "
جونگ کوک بدون هیچ حرفی از اتاق رفت بیرون منم درو بستم لباسمو عوض کردم گوشیمو از کولم در اوردم و رفتم پایین پیش کوک که اونم لباسشو عوض کرده بود و رو کاناپه نشسته بود ظاهرا منتظر من بود رفتم نشستم پیشش:
+"خب "
_"چی میخوری سفارش بدم"
+"ام... چیز برگر با سیب زمینی سرخ کرده و مرغ سوخاری "
_"اوکی پس منم همینو سفارش میدم"
بعد از اینکه کوک سفارش داد داشت تو گوشی ور میرفت
{ویو کوک}=غذارو سفارش دادم و سرمو کردم تو گوشی تو فکرم بود به بینا اعتراف کنم........
ادامه دارد.......
لایک کن❤️
+"جونگ کوک میشه برم سر جام"
_"نه همینجا جات خوبه"
+"کوک"
_"باشه باشه برو"
از رو پاهاش بلند شدم نشستم رو صندلی شاگرد بعد از چند مین رسیدیم عمارتش از ماشین پیاده شدیم به بادیگاردا گفت که ماشینشو پارک کنن منم خریدارو برداشتم و وارد عمارت شدم جونگ کوک هم پشت سرم امد
_"یهو زحمتت نشه کولتور بیاری"
+'ببخشید بدش من"
_"نیاز نیست بیا اتاقتو بهت نشون بدم"
+"باشه"
رفت سمت پله های عمارت منم پشت سرش راه افتادم تا رسیدیم به یه اتاق تم اتاق بنفش و سیاه بود رنگ مورد علاقم
_"این اتاقته"
+"چقدر خوشمله"
_"میدونم سلیقه ی منه دیگه"
+"بنازم سلیقتو"
_"خب دیگه برو لباستو عوض کن پایین منتظرتم تا شام سفارش بدیم "
+"اوکی "
جونگ کوک بدون هیچ حرفی از اتاق رفت بیرون منم درو بستم لباسمو عوض کردم گوشیمو از کولم در اوردم و رفتم پایین پیش کوک که اونم لباسشو عوض کرده بود و رو کاناپه نشسته بود ظاهرا منتظر من بود رفتم نشستم پیشش:
+"خب "
_"چی میخوری سفارش بدم"
+"ام... چیز برگر با سیب زمینی سرخ کرده و مرغ سوخاری "
_"اوکی پس منم همینو سفارش میدم"
بعد از اینکه کوک سفارش داد داشت تو گوشی ور میرفت
{ویو کوک}=غذارو سفارش دادم و سرمو کردم تو گوشی تو فکرم بود به بینا اعتراف کنم........
ادامه دارد.......
لایک کن❤️
- ۵۵۲
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط