{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خوابِ آغوشِ تو مےدیدم و بیدار شدم

خوابِ آغوشِ تو مےدیدم و بیدار شدم
از غمِ دورے و این فاصلہ بیمار شدم

من ڪہ محتاج بہ داروےِ لبانت بودم
نسخہ ام گم شد و وابستہ سیگار شدم

جگرم سوخت از این حسرتِ بےآغوشے
تا ڪہ باور بڪنم بےڪَس و بےیار شدم

بےتو این قافیہ ها سخت بهم مےآیند
من از این شاعرے ام بےتو چہ بیزار شدم
دیدگاه ها (۱)

محبوب دلم بهر چه مارا تو شکستیزنجیر وفا را تو به یکباره گسست...

سایه ات سنگین شده چون رفته ام ازیادتوبیقرارت مانده ام، با آن...

مثل همیشه دیدنت را دوست دارم با اشتها بوسیدنت را دوست دارم ا...

بی تو مهتاب شبی غصه به قلبم جا شددل ماتم زده ام بی تو تک و ت...

خوابِ آغوشِ تو مےدیدم و بیدار شدماز غمِ دورے و این فاصلہ بیم...

خوابِ آغوشِ تو مےدیدم و بیدار شدماز غمِ دورے و این فاصلہ بیم...

خوابِ آغوشِ تو مےدیدم و بیدار شدماز غمِ دورے و این فاصلہ بیم...

خوابِ آغوشِ تو مےدیدم و بیدار شدماز غمِ د ورے و این فاصلہ بی...

خوابِ آغوشِ تو مےدیدم و بیدار شدم🌺 🍃 🌺 🍃 🌺 از غمِ د ورے و ای...

خواب آغوش تو میدیدم و بیدار شدماز غم دوری و این فاصله بیمار ...

نازنینم دستهایت گرمی دستان کیست؟نوش داروی لبانت مرهم و درمان...

شاعری خسته ام از دستِ تو بیمار منمراوی چشم تو در این همه اشع...

شاعری خسته ام از دست تو بیمار منمراوی چشم تو در این همه اشعا...

شاعری خسته ام از دست تو بیمار منمراوی چشم تو در این همه اشعا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط