{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک بار از زنی موفق خواستم تا راز موفقیت خود را با من در م

یک بار از زنی موفق خواستم تا راز موفقیت خود را با من در میان بگذارد.
لبخندی زد و گفت:
موفقیت من زمانی آغاز شد که نبردهای کوچک را به جنگجویان کوچک واگذار کردم.
دست از جنگیدن با کسانی که غیبتم را می‌کردند برداشتم.
دست از جنگیدن با خانواده همسرم کشیدم.
دیگر به دنبال جنگیدن برای جلب توجه نبودم.
سعی نکردم انتظارات دیگران را برآورده کنم و همه را شاد و راضی نگه دارم.
دیگر سعی نکردم کسی را راضی کنم که درباره من اشتباه می‌کند.

آنگاه شروع کردم به جنگیدن برای:
🌸اهدافم
🌸رویاهایم
🌸ایده‌هایم
و
🌸سرنوشتم

روزی که جنگ‌های کوچک را متوقف کردم، روزی بود که مسیر موفقیتم آغاز شد.
🌸هر نبردی ارزش زمان و روزهای زندگی ما را ندارد. نبردهایمان را عاقلانه انتخاب کنیم!
دیدگاه ها (۱)

...عشق آدم را کم حرف می کند!کسی که عاشق است بیشتر از اینکه ح...

می رود عمر ولی ، خنده به لب باید زیست!

خدا کند یک اتفاق خوب بیفتد وسط زندگی مان آری همین جاوسط بی ح...

زندگی اتفاقی نیست بلکه پاسخی در برابر بخشش‌ها و داده‌های شما...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش سوم_"سه دور""چی؟""چهار دو...

درخواستی با آهنگ رو ویدیو بخونینسفر آخرمن از بچگی عاشق نقشه‌...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۷ با باز شدن در اتاق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط