{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

themafiasnightslave

#the_mafias_night_slave
P7
و هیون بیرون رفت من رو تخت نشستم و به فکر فرورفتم که چند دقیقه بعد یکی درو زد و وارد شد که آجوما دیدم که چندتا لباس و هم آرایش اورد و همه لباسا بازبودن و رفتم موهامو اتو زدم و یه لباس پوشیدم (عکس میزارم) و آرایش لایت زدم(اونم میزارم) و دیدم که ساعت ۴ بعدازظهر بود که یکی دروزد که کای بود
کای: خانم ارباب منتظرته
ات: اوک الان میام
خودمو آماده کردم و بیرون رفتم داشتم از پله ها پایین میام که دیدم اون aوضی بهم زل زده
ویو هیون
وقتی داشت از پله ها پایین میاد بهش زل زدم خیلی خوشکل شد که پیشم اومد بهش گفتم
هیون: آماده ای
ات: هوم(ناراحت)
که رفتیم تو ماشین و داشتیم تو ماشین راه میریم که هیون گفت
هیون: ببین اگه رفتیم بار باید جلو دوستام یه جوری بازی کنی که انگار دوست دخترمی اوکی من دوستام مثل منن که هم مافیان و هریکی ازشون دوست دختر دارن و اگر جلوشون بوست کنم یا بغلت کنم تو هم باید همکاری کنی فهمیدی
ات: چی گفتی اگه باید بوسم کنی باید همکاری کنم عمرا(داد)
هیون: پس پدرت چی حدااقل واسه پدرت اگه نخواییش بمیره
ات: ای خداااااا من چه غلطی کردم(داد)
هیون: تقصیر پدرته (نیشخند)
ات: استغفرلله
ساعت ۶:۵۰شد و نزدیک بار بودیم بار بیرون از شهر بود منم به میز جلوم خیره شدم که اون عوضی دسش رو شونه ام گذاشت منم نگاهمو بهش دادم و دسش و پس زدم و گفتم....

نظر درکامنت💜✨
دیدگاه ها (۱۲)

#سناریو#استری_کیدز#درخواستیوقتی فک میکنی که خوابه و بوسش میک...

#the_mafias_night_slave P8دسش و پس زدموگفتمات: هوی aوضی دستو...

#the_mafias_night_slave P6با صدای حرف زدن بیدار شدم دیدم که ...

#چندپارتی#فلیکس#درخواستیp3اخرمکان: چند هفته بعد، ات و فلیکس ...

#شش_پارتی#هیونجین #درخواستی p⁵وقتی میفهمه بارداری... نگاش کر...

چند پارتی( وقتی وسط تمرین پریود میشی...)پارت۲

چرا حرف منو باور نمیکنی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط