{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قبول نیست....

قبول نیست....
این بار تو چشم بگذار...
من فراموشت میکنم...
فقط تا صد بشمار...
آهسته آهسته...
راستی!
این بازی را خوب نمیدانم...
خودم را باید پنهان کنم یا گذشته را؟!
تو را فراموش کنم خاطره را؟!
خسته شدم...
این بازی کی تمام میشود...
دیدگاه ها (۱)

هی روزگار ...من به درک...خودت خسته نشدی از دیدن تصویر تکراری...

وقتی عشق در زد...در را زود باز نکنید...بعضی ها مثل بچه ها زن...

تا حالا شده...یه چیزی تو گلوت سنگینی کنه...خیلی سخته آدم کسی...

کاش منکاش توکاش عاشقکاش بودن،نبود...کاش بارانکاش بهارانکاش ت...

``` 𝄞 ای کاش میشد ما...

وقتی فکر میکنم تو زمان های سختشون یا حتی خوشی حاشون کنارشون ...

من فقط ۱۶ سالمه، ولی از صد تا پیرمرد خسته‌تر و بی‌حال‌ترم… 😣...

گاهی باید رفتباید نسخه ی فاصله گرفتن را برایِ خود پیچیدباید ...

فقط ۱۶ سالمه… ولی بعضی روزها احساس می‌کنم از صد تا پیرمرد خس...

╭─── ⋆。°✩°。⋆ ───╮ ♡ پاتریک راست میگه... ♡☆゜・。。・゜゜・。。・゜★₊˚⊹♡ ...

عشق دریا پارت اول درخواستی دوست عزیزم تهیونگ رایحه چوب و ذغا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط