{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" روزهای قرار ": نوشته دکترشریعتی...

" روزهای قرار ": نوشته دکترشریعتی...
اولین روز بارانی را به خاطر داری؟ غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم و به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم . دومین روز بارانی چطور؟ پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود و سومین روز چطور؟ گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد. وچند روز پیش را چطور؟ به خاطر داری؟ که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم... فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو...
دیدگاه ها (۲۶)

عاشقم..... اهل همین کوچه ی بن بست کـناری ، ...

شنیدم که چون قوی زیبا بمیردفریبنده زادو فریبا بمیردشب مرگ تن...

ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺷﻬﺮﯾﺎﺭ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﺍﺵ ﺭﻭ ﺭﻭﺯ ﺳﯿﺰﺩﻩ ﺑﻪ ﺩﺭﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮ ﻭﺑﭽﻪ ﺑ...

سلام دوستای خیلی گل ،،،،همچو خودم ؛)))خیلی ممنونم ک اومدین و...

...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۱۸: اولین ضربهغروب شده بود.سوآ کنار پنجره ...

#گروگان_قلبم#part_13 +راستی بگو بینم چرا با هیونگ تو یه خونه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط