دیگر نمینویسم که بخوانند
دیگر نمینویسم که بخوانند
دیگر مینویسم ک سبک شوم
راستش دیگر خسته و کلافه ام ....
خسته و کلافه از همه...
دیگر سکوت ها دلم را میگیرند ....
بی توجهی ها قلبم را میشکنند....
دیگر بی مهری ها مرا میشکافند...
و دروغ ها روحم را منفجر میکنند...
دیگر انعکاس چهره باران شده چشمانم
دیگر نقاشی دریا شده اطرافم
قایق شده خاکستر این روحم
و دریا زده با تورم راهیه سفری دورم
شاید بروم آرام شاید ک بخوابم من
نامی اگر از من نیست بگذار نباشد هیچ
قلبم سخنی میگفت
بعد از تو نزار نام تو آشفته ی درد تو شود
متن از یونس شادیپور
دیگر مینویسم ک سبک شوم
راستش دیگر خسته و کلافه ام ....
خسته و کلافه از همه...
دیگر سکوت ها دلم را میگیرند ....
بی توجهی ها قلبم را میشکنند....
دیگر بی مهری ها مرا میشکافند...
و دروغ ها روحم را منفجر میکنند...
دیگر انعکاس چهره باران شده چشمانم
دیگر نقاشی دریا شده اطرافم
قایق شده خاکستر این روحم
و دریا زده با تورم راهیه سفری دورم
شاید بروم آرام شاید ک بخوابم من
نامی اگر از من نیست بگذار نباشد هیچ
قلبم سخنی میگفت
بعد از تو نزار نام تو آشفته ی درد تو شود
متن از یونس شادیپور
- ۱.۰k
- ۱۲ مرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط