هنوز بوی عطر فرانسوی‌ات را کامل استشناق نکرده‌ام که از کن

هنوز بوی عطر فرانسوی‌ات را کامل استشناق نکرده‌ام که از کنارم رد شده‌ای ... تمام خطوط چهره‌ات را در یک لحظه کوتاه در ذهنم ثبت می‌کنم. می‌ایستم و بر می‌گردم و می‌بینم که تو هم ایستاده‌ای! می‌دانم به چه فکر می‌کنی! من اما به این فکر می‌کنم که چقدر دیر ایستاده‌ای! چقدر دیر کرده‌ای! چقدر دیر ایستاده‌ام! چقدر به این ایستادن‌ها سال‌ها پیش نیاز داشتم!
قدم‌های سستم را دوباره از سر می‌گیرم اما تو هنوز ایستاده‌ای ...
خداحافظی‌ها ممکن است بسیار ناراحت‌کننده باشند اما مطمئنا بازگشت‌ها بدترند!
حضور عینی انسان نمی‌تواند با سایه‌ی درخشانی که در نبودش ایجاد شده برابری کند!


پ .ن : قسمتی از کتاب آدمکش کور اثر خانم مارگارت اتوود 👌 پیشنهاد میکنم حتما مطالعه اش کنید 😊
دیدگاه ها (۳)

𐙚₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕07⊹˚₊𐙚کوک:ـ نمی‌دونم، شاید مثلاً بری ب...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۳ | حرفی که فقط ب...

A Love Transcending CenturiesPart 7کتابخونه‌ی قصر، از اون کت...

قسمت ۲۶— «پیام سوم» 🖤ات به صفحه گوشی خیره مانده بود.«پدرت زن...

🔥 BTS Reaction | وقتی توی خیابون با یه پسر می‌بیننتنامجون:هم...

سناریو کازوتورا درخواستی

contact 🍷#contract 𝑃𝑇6ویو هویج:چند روز بود جیمین با ات حرف ن...

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت 25تهیونگ هنوز به صفحه‌ی خاموش گوش...

Contract 🍷#contract PT18ویو هویج:صبح، برخلاف روزهای گذشته، ر...

dark life = 38

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط