{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه وصف حال قشنگی

چه وصف حال قشنگی

از باغ می‌برند چراغانی‌ات کنند
تا کاج جشنهای زمستانی‌ات کنند



پوشانده‌اند «صبح» تو را «ابرهای تار»
تنها به این بهانه که بارانی‌ات کنند



یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می‌برند که زندانی‌ات کنند



ای گل گمان مکن به شب جشن می‌روی
شاید به خاک مرده‌ای ارزانی‌ات کنند



یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه‌ای بترس که شیطانی‌ات کنند



آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه‌ای است که قربانی‌ات کنند



فاضل نظری
دیدگاه ها (۲)

هیسسسسسسسسسسسس! !!!ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺭﺿــــــــــــــــــــــــﺎﺷﺎﻩ ...

دین راهگشا بود و تو گمگشته‌ی دینی تردید کن ای زاهد اگر اهل ...

اگر شعر من غمگینت می کند ؛آن را نخوان !..اگر هوا دلت را می گ...

هــر بار که چشمانت را می بندی و بــاز می کنی ،بیشتــر شک می ...

دوره ماموریت 8

رهاییرهایی یعنی دیگر برای نگه‌داشتن چیزی که رفتنی است، خودت ...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۱۶صدای سامان هنوز در راهروی مخفی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط