{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گمان میکردم قانع باشی

گمان میکردم قانع باشی
و به شکستن دلم اکتفا کنی
نه اینکه فستیوالی از دروغ به راه بیندازی
و در آخر بگویی:
میروم تا اذیت نشوی
بهترین من
دیدگاه ها (۱۰)

از دروغ خیلی چیزا رو میشه بدست اوردولی نمیشه نگهشون داشتقدیم...

از آدمی که همه دوسش دارن بترس!!هیچ آدمی نمیتونه همه رو از خو...

خواستم با یکی درد دل کنم… اول ازش پرسیدم سیگار داری؟… گفت:می...

گول دنیا را نخور ماهیان شهر ما از کوسه ها وحشی ترند بره های ...

سناریو ناروتو

رومان عشق مافیا پارت 14 از زبان ا/تبرگشتم عمارت بابام گفت : ...

پارت پنج

I'm not jealous part 55با احساس اینکه چند نفر بهم را زدم سرم...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:6ویو «علی»رفتم سر کلاس اولین چیزی...

سکوت پیستPart:¹⁰⁰با اینکه خیلی جلو رفته بودم بازم زدن پوماد ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :به قول شیخ بهایی رحمة ا...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و سـوم نهــم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط