{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته ام ؛ اما بخواهی تکیه گاهت می شوم

خسته ام ؛ اما بخواهی تکیه گاهت می شوم
بین تنهایی آدم ها پناهت می شوم
یک شب از دنیا به عشقت دست ِ خود را می کشم
در هوای خانه ای تاریک ، ماهت می شوم
تا نگاهم می کنی ... از شوق ، می ریزد دلم
خیره در آئینه ی چشم سیاهت می شوم
با تو دنیا تیره و تاریک هم باشد خوش است
تو فقط عاشق بمان ؛ فانوس ِ راهت می شوم
گاه ابرم ، گاه باران ، گاه شیرین ، گاه تلخ
همدم حال و هوای گاه گاهت می شوم
بی تو مردن ، آخرین درد ِ من از این لحظه هاست
در کنار تو شبی از مرگ ، راحت می شوم.
دیدگاه ها (۲)

ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺑﯿﺼﺪﺍ …ﺗﻮ ﭼﺘﺮ ﺭﺍ ﺑﺎﻻﯼ ﺳﺮﻡ ﮔﺮﻓﺘﯽ...

ﺷﻌﺮﯼ ﮐﻪ ﺟﻮﺷﯿﺪ ﺍﺯ ﺩﻟﻢ ﺍﯾﻨﺒﺎﺭ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺎﻝﺗﻮﺍﺣﺴﺎﺱ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺩﻟﯽ ﺗﺒﺪﺍﺭ ...

این روزا عادت همه رفتنو دل شکستنهدرد تمام عاشقا پای کسی نشست...

ﺧﯿﻠﯽ ﻭﻗﺖ ﺍﺳﺖ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻡ . . .ﺩﻟﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺒﺎﺭﻡ،ﮐﺴﯽ ﻧﭙﺮﺳﺪ ﭼﺮﺍ ؟...

Part 8

Part ۱: ملاقات در بارانباران از عصر شروع شده بود و حالا نزدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط