چند شاتی تهیونگp

چند شاتی تهیونگ...p2


به سرعت راه افتادن... پسر چیزی نمی‌گفت و فقط به چهره‌ی اخمی و بی‌نقص دختر خیره بود.

کمی بعد رسیدن. وقتی پسر پیاده شد، با دهانی باز به عمارت بزرگ و زیبا نگاه کرد.
باورش نمی‌شد، یعنی اینجا خونه‌ی اون دختره؟!

دختر نفس عمیقی کشید و به پسر نگاه کرد:
_"همینجا بمون، الان برمی‌گردم."

پسر به سختی لبخونی کرد و سری تکان داد.
دختر رفت داخل...

عمارت در سکوت و تاریکی فرو رفته بود، یهو چراغ های سالن روشن شدن‌. دختر با خودش گفت:
_"لعنتی... بدبخت شدم!"

لحظه‌ای بعد، پدر و مادرش با عصبانیت وارد سالن شدند، جایی که دختر ایستاده بود.
پدرش با صدای خشم‌آلود غرید:
_" ا.ت! کجا بودی؟ "

دختر با استرس جواب داد:
_" کارم طول کشید... تو راه یه اتفاقی افتاد، ببخشید."

_مادرش با عصبانیت گفت:
"می‌دونی با نیومدنت چقدر شرمنده‌ی آشناهامون شدیم، ا.ت؟! "

دختر ناراحت و بلند گفت:
_" نه مامان نمیدونم، نمیخوام هم بدونم ، دیگه بس کنین خستم کردید! مگه من حق ندارم انتخاب کنم؟ شما امشب می‌خواستید برام یکی جور کنید؟! "

پدرش با لحنی محکم گفت:
_" ساکت شو! همه چی به خاطر خودته."

دختر خنده‌ای عصبی کرد:
_" به خاطر من؟ یا به خاطر شرکتت پدر؟! "

مادرش با حرص گفت:
_" ا.ت، بس کن! "

ناگهان صدای آرامی آمد:
_"سرش داد نزنید!"

همه برگشتند.
دختر با تعجب و استرس گفت:
_" تو...! "

مارش گفت:
_" ا.ت... این دیگه کیه؟ "

دختر دستپاچه گفت:
_" چیزه..اون....اون...دوس... دوست پسرمه اره "

پدرش اخم‌هایش را در هم کشید و مادرش با بهت نگاه کرد:
_"چی؟! تو مطمئنی؟ "

دختر رفت و دست پسر را در دست خودش قفل کرد ، لحظه‌ای لرزید اما گفت:
_" آره، مطمئنم."

پسر متعجب به دختر نگاه میکرد.

پدرش با جدیت پرسید:
_" اسمت چیه؟ "

پسر چشم دوخته به لب های اون مرد سریع جواب داد:
_" تهیونگ... کیم تهیونگ هستم"

مادرش ابرویی بالا انداخت و پرسید:
_" با این سرو وضع... کارت چیه؟ "

پسر نفهمید چی گفت، دختر سریع اضافه کرد:
_" شغلش هر چی که باشه، من اونو دوست دارم."

لحظه‌ای سکوت سنگینی شد...


ادامه دارد....

نظر؟!
دیدگاه ها (۰)

چند شاتی تهیونگ...دختر دست پسر را گرفت و به داخل اتاقش کشید،...

سلاممگایز چطورید، اگر درخواستی دارید واسه چند پارتی، زیر ای...

چند شاتی از تهیونگ...لعنتی به خودش فرستاد و پاش رو بیشتر روی...

تکپارتی..!با قدم‌های تند و عصبی، سالن نیمه‌تاریک را بالا و پ...

طراح عشق

طراح عشق

چند پارتی خیانت از تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط