پارت صدو سی
#پارت صدو سی...
#جانان...
کارن:صورتت رو دیدی...تو با زغال ها مگه کشتی گرفتی که هم صورتت و لباست سیاه شده...
نگاهی به لباسم کرم تمام سیاه شده بود ...پوفی کردم و گفتم..
اشکال نداره بعد از کباب میرم میشورم...
کارن: تو برو ما هم درست میکنیم بقیه رو...
با این که اصلا دوست نداشتم ولی با غر غر رفتم سمت اتاقم...
من همیشه عاشق این بودم که خودم جوجه ها رو کباب کنم خونه هم خودم درست میکردم ...
لباس برداشتم و رفتم توی حموم اومدم از جلو ایینه رد بشم که به قول کامین حاجی فیروز رو دیدم جای خودم جیغی کشید تقریبا نصف صورتم سیاه بود بگو اینا واسه چی مسخرم میکردن...پوفی کردم و سریع یه دوش 10دقیقه ای گرفتم و اومدم بیرون لباس پوشیدم و موهام رو هم دم اسبی بستم و گیس کردم و شالم رو پوشیدم رفتم پایین ..
کارن و کامین داشتن کباب میکردن رفتم سمتشون و خلاصه بعد از کلی کلکل بین منو کامین و خنده های کارن کباب ها اماده شدن...
اومدن که برن تو که گفتم : کجا میرین شما ها...
کامین: میریم تا داغن بخوریم اینا رو ...
من: خسته نباشی اینو رو منم میدونم میگم بیاین توی الاچیق بخوریم وسایل رو چیدم اونجا...
کامین: اوههه چه میکنه این فنچول...
من: اه تو باز به من گفتی فنچ ....
کامین: بهله فنچ....😄 ..
من: کوفت یالقوز...
کامین: 😤 اخه من کجام یالقوزه...
من: همه جات...😝 😝 😝 😝
حرصی نگام کرد باهم رفتیم طرف الاچیق و منم اونجا برنج رو کشیدم توی دیس و مشغول شدیم....
بعد از خوردن کامین عقب کشید و مثل این مردای لات گفت:
دستت درد نکنه ضعیفه....
من: ضعیفه عمته...
کامین: هاهاهاها.من عمه ندارم...
کارن: اه سر درد گرفتم بابا دو دقیقه ساکت شین...
تو همین بین گوشیش زنگ خورد نگاهی به گوشیش کرد و بعد از مکث جواب داد ...
نمیدونم طرف بهش چی میگفت که هی سرخ تر میشد منو کامین با کنجکاوی نگاش میکردیم که بعد از تموم شدن تماس خرصی پاشد رفت ...
من: وا این چش شد یهو..
کامین: نمیدونم...
بعد از جمع کردن وسایل و کمک کامین بردیمشرن توی خونه ...
کامین مثل این که بعد ناهار با ترانه میخواستن برن بیرون لباس پوشید و رفت منم رفتم پای تلوزیون ...
چند تا شبکه عوض کردم اخر یه فیلم با حال پیدا کردم سریع رفتم پایین و واسه خودم پاپ کردن اوردم نشست پای فیلم توی فیلم واسه خودم غواصی میکردم که یهو با برخورد دستم به دستی توی ظرف پاپ کرنم جیغ زدم و برگشتم سمت کسی که کنارم بود..
کارن: اه چرا جیغ میزنی دخترکر شدم...
من: خوب ترسیدم ...تو مگه تو اتاقت نبودی..
کارن: چرا ولی خیلی وقته دارم اینجا نگاه فیلم میکنم نکنه از نظر شما مشکلی دارع...
من: نه چه مشکلی خونه خودته تعارف نکن...
کارن: خیلی رو داری میدونستی..
من: بله چیز جدید بگو این خیلی تکراریه...
کارن اروم چیزی گفت که نشنیدم شونه ای بالا انداختم و مشغول ادامه فیلمم شدم.
#جانان...
کارن:صورتت رو دیدی...تو با زغال ها مگه کشتی گرفتی که هم صورتت و لباست سیاه شده...
نگاهی به لباسم کرم تمام سیاه شده بود ...پوفی کردم و گفتم..
اشکال نداره بعد از کباب میرم میشورم...
کارن: تو برو ما هم درست میکنیم بقیه رو...
با این که اصلا دوست نداشتم ولی با غر غر رفتم سمت اتاقم...
من همیشه عاشق این بودم که خودم جوجه ها رو کباب کنم خونه هم خودم درست میکردم ...
لباس برداشتم و رفتم توی حموم اومدم از جلو ایینه رد بشم که به قول کامین حاجی فیروز رو دیدم جای خودم جیغی کشید تقریبا نصف صورتم سیاه بود بگو اینا واسه چی مسخرم میکردن...پوفی کردم و سریع یه دوش 10دقیقه ای گرفتم و اومدم بیرون لباس پوشیدم و موهام رو هم دم اسبی بستم و گیس کردم و شالم رو پوشیدم رفتم پایین ..
کارن و کامین داشتن کباب میکردن رفتم سمتشون و خلاصه بعد از کلی کلکل بین منو کامین و خنده های کارن کباب ها اماده شدن...
اومدن که برن تو که گفتم : کجا میرین شما ها...
کامین: میریم تا داغن بخوریم اینا رو ...
من: خسته نباشی اینو رو منم میدونم میگم بیاین توی الاچیق بخوریم وسایل رو چیدم اونجا...
کامین: اوههه چه میکنه این فنچول...
من: اه تو باز به من گفتی فنچ ....
کامین: بهله فنچ....😄 ..
من: کوفت یالقوز...
کامین: 😤 اخه من کجام یالقوزه...
من: همه جات...😝 😝 😝 😝
حرصی نگام کرد باهم رفتیم طرف الاچیق و منم اونجا برنج رو کشیدم توی دیس و مشغول شدیم....
بعد از خوردن کامین عقب کشید و مثل این مردای لات گفت:
دستت درد نکنه ضعیفه....
من: ضعیفه عمته...
کامین: هاهاهاها.من عمه ندارم...
کارن: اه سر درد گرفتم بابا دو دقیقه ساکت شین...
تو همین بین گوشیش زنگ خورد نگاهی به گوشیش کرد و بعد از مکث جواب داد ...
نمیدونم طرف بهش چی میگفت که هی سرخ تر میشد منو کامین با کنجکاوی نگاش میکردیم که بعد از تموم شدن تماس خرصی پاشد رفت ...
من: وا این چش شد یهو..
کامین: نمیدونم...
بعد از جمع کردن وسایل و کمک کامین بردیمشرن توی خونه ...
کامین مثل این که بعد ناهار با ترانه میخواستن برن بیرون لباس پوشید و رفت منم رفتم پای تلوزیون ...
چند تا شبکه عوض کردم اخر یه فیلم با حال پیدا کردم سریع رفتم پایین و واسه خودم پاپ کردن اوردم نشست پای فیلم توی فیلم واسه خودم غواصی میکردم که یهو با برخورد دستم به دستی توی ظرف پاپ کرنم جیغ زدم و برگشتم سمت کسی که کنارم بود..
کارن: اه چرا جیغ میزنی دخترکر شدم...
من: خوب ترسیدم ...تو مگه تو اتاقت نبودی..
کارن: چرا ولی خیلی وقته دارم اینجا نگاه فیلم میکنم نکنه از نظر شما مشکلی دارع...
من: نه چه مشکلی خونه خودته تعارف نکن...
کارن: خیلی رو داری میدونستی..
من: بله چیز جدید بگو این خیلی تکراریه...
کارن اروم چیزی گفت که نشنیدم شونه ای بالا انداختم و مشغول ادامه فیلمم شدم.
- ۱۳.۳k
- ۱۶ تیر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط