به کسی آسیب زدی که عاشقت بود
-به کسی آسیب زدی که عاشقت بود
مهمان ها کم کم بیشتر می شدند فضای شادی بود آهنگ ملایم و عاشقانه و رقص زوج های متفاوت
ناگاه صدای هلهله ای بلند شد انگار زوج اصلی امده بودند
چشم های سوی تهیونگ و دخترک چرخید صدای دست و جیغ مهمان ها اوج گرفت
در جایگاه اصلی نشستند
پس از سوگند مهمان ها یکی یکی سمت آنها می رفتند و برایشان ارزوی خوشبختی میکردند
در میان مهمان ها کوک همسر قبلی تهیونگ حضور داشت سمت زوج رفت و با لبخندی غمگین برایشان ارزوی خوشبختی کرد
تهیونگ به چشمای مظلوم پسرک خیره شد چشمانی که در دریای غم غرق شده بودن
جونکوک برای بار آخر به حلقه دستان همسرش و دخترک خیره شد و از سالن خارج شد
کوک به حلقه ای که هنوز در دستش بود خیره شد زیر لب گفت: دیگر چیزی از عمرم باقی نمانده عمری که در پی عشق یک طرفه هدر رفت امروز تورا برای همیشه از دست دادم تو تنها دارایی من بودی کیم تهیونگ
1 سال بعد
حال یک سال از آن ماجرا گذشته بود تهیونگ سر مسائلی دخترک را طلاق داد
از دوست صمیمی اش خواست پسرش را پیدا کند
چشمای خیس دوسش نشان از خبر بدی میداد
صبرش تمام شد و فریاد زد نتونستی پیداش کنی ؟
ـ پیداش کردم
+خوب اون کجاست؟ادرسش رو بهم بده
اروم کنار مقبره ی پسرش نشست دسته گلی را که برایش آورده بود روی قبر گذاشت دستی به عکس کنار قبر کشید پسرش در عکس خندیده بود دیگر خبری از غم در چشمانش نبود حال خوشحال بود
با گریه گفت: کجایی پسر قشنگم؟ بیبین برات گل آوردم همون گلی که عاشقش بودی کجایی خوشگلم؟
سرش را روی قبر گذاشت و چشمانش را بست پسرش در تمام آن سالها بیماری قلبی داشت و درست بعد از عروسی چشمانش را برای همیشه بسته بود
تهیونگ حال پشیمان بود اما چه فایده پشیمانی دیگر فایده ای نداشت
پـ-ایـ-انـ-
ادمین: سال نوتون مبارک باشه عزیزای من یه تک پارتی سد اند تقدیم به شما خودتونو ناراحت نکنیا وقت کردم امشب از نامجین یا یونمین تک پارتی شاد براتون میزارم☺️🤍🤍
مهمان ها کم کم بیشتر می شدند فضای شادی بود آهنگ ملایم و عاشقانه و رقص زوج های متفاوت
ناگاه صدای هلهله ای بلند شد انگار زوج اصلی امده بودند
چشم های سوی تهیونگ و دخترک چرخید صدای دست و جیغ مهمان ها اوج گرفت
در جایگاه اصلی نشستند
پس از سوگند مهمان ها یکی یکی سمت آنها می رفتند و برایشان ارزوی خوشبختی میکردند
در میان مهمان ها کوک همسر قبلی تهیونگ حضور داشت سمت زوج رفت و با لبخندی غمگین برایشان ارزوی خوشبختی کرد
تهیونگ به چشمای مظلوم پسرک خیره شد چشمانی که در دریای غم غرق شده بودن
جونکوک برای بار آخر به حلقه دستان همسرش و دخترک خیره شد و از سالن خارج شد
کوک به حلقه ای که هنوز در دستش بود خیره شد زیر لب گفت: دیگر چیزی از عمرم باقی نمانده عمری که در پی عشق یک طرفه هدر رفت امروز تورا برای همیشه از دست دادم تو تنها دارایی من بودی کیم تهیونگ
1 سال بعد
حال یک سال از آن ماجرا گذشته بود تهیونگ سر مسائلی دخترک را طلاق داد
از دوست صمیمی اش خواست پسرش را پیدا کند
چشمای خیس دوسش نشان از خبر بدی میداد
صبرش تمام شد و فریاد زد نتونستی پیداش کنی ؟
ـ پیداش کردم
+خوب اون کجاست؟ادرسش رو بهم بده
اروم کنار مقبره ی پسرش نشست دسته گلی را که برایش آورده بود روی قبر گذاشت دستی به عکس کنار قبر کشید پسرش در عکس خندیده بود دیگر خبری از غم در چشمانش نبود حال خوشحال بود
با گریه گفت: کجایی پسر قشنگم؟ بیبین برات گل آوردم همون گلی که عاشقش بودی کجایی خوشگلم؟
سرش را روی قبر گذاشت و چشمانش را بست پسرش در تمام آن سالها بیماری قلبی داشت و درست بعد از عروسی چشمانش را برای همیشه بسته بود
تهیونگ حال پشیمان بود اما چه فایده پشیمانی دیگر فایده ای نداشت
پـ-ایـ-انـ-
ادمین: سال نوتون مبارک باشه عزیزای من یه تک پارتی سد اند تقدیم به شما خودتونو ناراحت نکنیا وقت کردم امشب از نامجین یا یونمین تک پارتی شاد براتون میزارم☺️🤍🤍
- ۸.۴k
- ۲۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط