{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جوانی از بیکاری رفت باغ وحش پرسید:استخدام دارید؟

جوانی از بیکاری رفت باغ وحش پرسید:استخدام دارید؟ یارو گفت مدرک چی داری؟ گفت لیسانس!
یارو گفت یه کاری برات دارم ، حقوقشم خوبه پسره قبول کرد.
یارو گفت : ما اینجا میمون نداریم میتونی بری توی پوست میمون تو قفس تا میمون برامون بیاد !
چند روزی گذشت یه روز جمعه که شلوغ شده بود، پسره توی قفس پشتک وارو میزد
از میله ها بالا پائین میرفت
جوگیر شد زیادی رفت بالا از اون طرف افتاد تو قفس شیره!
داد زد کمکککککککک
شیره افتاد روش دستشو گذاشت رو دهنش گفت، آبرو ریزی نکن منم فوق لیسانس دارم..!
(اینجا ایرانه)
دیدگاه ها (۶)

اگر کسي تو را با تمام مهربانيت دوست نداشت دلگير مباش که نه ت...

مغز ها همه خوابندعشق ها همه مردهاینجا همه با خاطرات از دست ر...

بايد مغرور بود، دور از دسترس بايد مبهم بود...

ﺧﻮﺏ ﺷــﺪ ﮐﻪ ﮐﺮﺍﯾﻪ ﻫـﺎ ﮔﺮﻭﻥﺷﺪ .........ﻗﺒﻼََ ﯾﻪ ﻣﺴﯿـﺮﯼ ﺍُ ﭘﯿﺎ...

اخرین دعا 23

پارت ۱۷ جونگ کوک:خوبییونا:آ..آره چتونه چرا اینحوری‌همتون این...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟎غرق خواب بودم که یکی زد به در و صدام ک...

My lovely neighbor part : 65

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_13ویو میرادر اتاق کارمو ...

سناریو سانزو

عشق در دنده آخرپارت : ۴۸هارد روی زمین فلزی انبار سر خورد و م...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط