شب شد و کوک هنوز هم منتظر تماس ات بود .

شب شد و کوک هنوز هم منتظر تماس ات بود .
ویو ات بعد از اینکه از خونه ی کوک خارج شدم همش دنبال چمدونم میگردم
رفت سمت مغازه ای که دیشب بودم و به صاحب مغازه گفتم از دوربینا نگا کنه ببینه چمدونم چرا نیست و معلوم شد دزدین و من عکس دزد رو برداشتم و در به در دنبال دزده می‌گشتم و حتی از مردم هم میپرسیدم . رفتم سمت ایستگاه پلیس و پلیس گفت: چیز مهمی داشتی توی چمدون؟
ات: بله
پلیس: چی داشتی؟
ات: وسایل شخصی....یه مجسمه شکسته....و..
پلیس: یه مشخصات از چمدون بده
ات مشخصات داد و پلیس گفت باید فلان کار رو بکنی در آخر مبلغ رو گفت که باید پرداشت میکردم که پلیس شروع به تحقیقات کنه و من آروم گفتم: من پول ندارم...
دیدگاه ها (۳)

چند پارتی درخواستی

part:41سو هو ماشینش رو آورد پشت ماشین جونگ کوک و finch رو (ی...

تکپارتی وقتی میبینه اکست بهت پیام داده امروز سالگرد رل تو و ...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

### پارت ۱۱: بازیِ شطرنج در میانه‌یِ بارانصدایِ آژیرها و فری...

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:3📱 صبح روز بعد، ات با چشم...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

پارت ۳ اشتباهی آپ شده جابه جا شدنوقتی یهو p4 جیمین : کوک (...

پنهان عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط