فیک مافیای خشن من (گایز یه چیزی بگم این فیک یکم تخیلی هم
فیک مافیای خشن من (گایز یه چیزی بگم این فیک یکم تخیلی هم هس ... صبر کن فیک که کلا تخیلی عه😔🤌)
پارت: ۸
یونگی: پس بیا باهاش بازی کنیم ...
یونگی خشاب اسلحه اش رو پر کرد و توی مه ای که بر اثر شلیک و انفجار و ... رخ داده بود ناپدید شد ... بقیه ی مافیا ها و اعضا هم برای دفاع و بازی کردن ... بلند شدن که یکی فریاد زد : برای دفاع ... حمله مهمه!
یکی دیگه هم ادامه داد : ما بهترین مافیاهای دنیاییم ... نمیزاریم چهار تا بچه و بچه بازی ... زمینمون بزنن و این طوری مهمونی رو خراب کنن و تقریبا همه... یعنی کاملا همه کار یونگی رو تکرار کرد و اسلحه و سلاح و ... برداشتن که یکی گفت : باید ... آقای مین رو رئیس منتخب کنیم ...
خداروشکر کسی توی مافیاها حسود و بدبخت نبود ... پس همه موافقت کردن که صدایی در دل تاریکی شب طنین انداخت چون همه جا صدای شلیک و مه بود نمیشد فهمید طرف کیه ؟ چه شکلیه ؟ و یا کجاس ؟ یا ... همه اینا روی هم لرزه بر بدن مافیاها افتاد
صدا: آقای مین .... فعلا درگیره!
یکی : چیکارش کردی عوضی (داد)
صدا : خیلی بده که نمیتونی عصبانیتت رو کنترل کنی ... انقدر خشن نباش عزیزم !
یکی دیگه : خفه خون بگیر اشغال گوشت بگو با آقای مین چیکار کردی ؟؟؟( داد)
جین : د بنال دیگههه (داد)
کوک : میگی یا حرف بکشیم بیرون (داد)
تهیونگ: بهتره بازی رو شروع نکنی!
صدا : آقای تهیونگ بهتره بهتون بگم ... بازی شروع شده !
وقتی اون صدای عجیب و غریب اسم ته رو گفت سکوتی سهمگين حکم فرما شد ... که صدا سکوت رو شکست : شما نمیدونید من کیم ؟ یا چیم ؟ در واقع شما هیچی راجبم نمیدونید ... اولین قانون بزرگ مافیا ها اینکه حریفت رو بشناسی !
اما من همه چیز رو راجع بهتون میدونم !
در ضمن اگه یونگی رو پیدا کردید و دیدید بهش بگین ... باید بیشتر مراقب اون دختره ...ا.ت باشه ....
مايل به حمایت بیب ¿
پارت: ۸
یونگی: پس بیا باهاش بازی کنیم ...
یونگی خشاب اسلحه اش رو پر کرد و توی مه ای که بر اثر شلیک و انفجار و ... رخ داده بود ناپدید شد ... بقیه ی مافیا ها و اعضا هم برای دفاع و بازی کردن ... بلند شدن که یکی فریاد زد : برای دفاع ... حمله مهمه!
یکی دیگه هم ادامه داد : ما بهترین مافیاهای دنیاییم ... نمیزاریم چهار تا بچه و بچه بازی ... زمینمون بزنن و این طوری مهمونی رو خراب کنن و تقریبا همه... یعنی کاملا همه کار یونگی رو تکرار کرد و اسلحه و سلاح و ... برداشتن که یکی گفت : باید ... آقای مین رو رئیس منتخب کنیم ...
خداروشکر کسی توی مافیاها حسود و بدبخت نبود ... پس همه موافقت کردن که صدایی در دل تاریکی شب طنین انداخت چون همه جا صدای شلیک و مه بود نمیشد فهمید طرف کیه ؟ چه شکلیه ؟ و یا کجاس ؟ یا ... همه اینا روی هم لرزه بر بدن مافیاها افتاد
صدا: آقای مین .... فعلا درگیره!
یکی : چیکارش کردی عوضی (داد)
صدا : خیلی بده که نمیتونی عصبانیتت رو کنترل کنی ... انقدر خشن نباش عزیزم !
یکی دیگه : خفه خون بگیر اشغال گوشت بگو با آقای مین چیکار کردی ؟؟؟( داد)
جین : د بنال دیگههه (داد)
کوک : میگی یا حرف بکشیم بیرون (داد)
تهیونگ: بهتره بازی رو شروع نکنی!
صدا : آقای تهیونگ بهتره بهتون بگم ... بازی شروع شده !
وقتی اون صدای عجیب و غریب اسم ته رو گفت سکوتی سهمگين حکم فرما شد ... که صدا سکوت رو شکست : شما نمیدونید من کیم ؟ یا چیم ؟ در واقع شما هیچی راجبم نمیدونید ... اولین قانون بزرگ مافیا ها اینکه حریفت رو بشناسی !
اما من همه چیز رو راجع بهتون میدونم !
در ضمن اگه یونگی رو پیدا کردید و دیدید بهش بگین ... باید بیشتر مراقب اون دختره ...ا.ت باشه ....
مايل به حمایت بیب ¿
۱۱.۱k
۰۸ بهمن ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۷)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.