{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ولی دیگه تصمیم گرفتم برم و خودم ببرمش و بعد از اینکه بغلش

ولی دیگه تصمیم گرفتم برم و خودم ببرمش و بعد از اینکه بغلش کردم بدون هیچ حرفی براید استایل بغلش کردم و گذاشتمش تو ماشین یکم اذیت میکرد ولی مشکلی نبود و بردمش به بار کوک داشت واسه خودش خوش می‌گذروند و ا.ع رو بردم تو اتاق کوک ا.ت تا کوک رو دید زد زیر گریه و رفت پشت من قایم شد بعد رفتیم عمارت من

جیمین: من متاسفم که این رو بهت نشون دادم نمی‌دونستم انقد ناراحت میشی
ا.ت: نه اشکالی نداره مهم اینه که من فهمیدم (بغض)
بعد رفتم بغلش کردم و تو بغلم زد زیر گریه
ا.ت: هققق هقق من اونو دوست داشتم هقق اون پردمو زد هق‌‌ق‌ق اون حتی به من آسیب زد هق‌ق

جیمین: دیگه گریه نکن من اینجام و پیشتم

ویو ا.ت
بعد جیمین رو دوباره بغل کردم و همونجا خوابیدم تو بغلش حس آرامش داشتم انگار ازون پسرا نبود که با سی تا دختر باشه
و با گریه خوابم برد و صبح وقتی بیدار شدم دیدم جیمین نیست رفتم توالت و کارامو کردم و رفتم پایین دیدم جیمین داره صبحانه درست می‌کنه تا منو دید اومد سمتم و بغلم کرد خیلی مرد با احساسی بود ولی تو مهمونی با دختر ها مثل من رفتار نمی‌کرد
ا.ت: احساس میکنم تو برام خیلی آشنایی جایی همو دیدیم؟

جیمین: یادت نمیاد؟
ا.ت: نه
جیمین: اولین بوست !
ا.ت: ت..تو ..تو جیمین!!!! (پرید بغلش)
ا.ت: دلم برات تنگ شده بود فکر میکردم ولم کردی ( گونه ی جیمین رو بوسید)
جیمین: منم دلم برات خیلی تنگ شده بود ( لبشو بوسید)
وقتی لیمو بوسید باهاش همکاری کردم میشه گفت تمام تلاشم و کردم به اون عوضی فکر نکنم
جیمین: دیگه به کوک فکر نکن الان ما باهم یه زندگی جدید رو شروع میکنیم که جیمین خاست باهام (یغوب یغوب) کنه که بهش گفتم من تا یک ماه نمیتونم کاری باهات کنم
و بعد صبحانه رو خوردیم و با جیمین رفتیم شهربازی و پاساژ و یه عالمه خرید کردم از اونجایی که جیمین بلک کارت داشت من واسه خودم عشق کردم
ا.ت: جیمن شییییییی
جیمین: صد بار گفتم بهم بگو ددی
ا.ت: دستشویی دارم
جیمین: اونجا توالت هست تو برو من همینجا هستم
رفتم توالت و کارامو کردم و اوم. بیرون که..........
دیدگاه ها (۱۴)

بچه ها بخاطر اینکه احتمال داره مسدود بشم این آیدی پیج دوم من...

از دستشویی اومدم بیرون که دیدم جیمین داره با تلفن حرف میزنه ...

خاستم که لبشو ببوسم سرمو آوردم بالا که دیدم اره اون جیمین بو...

بعد دکتر اومد و ا.ت رو معاینه کرد دکتر: شما نباید تا یک ماه ...

#اربـاب‌‌سـنگدل#پارت_7···به این فکر نمی‌کرد پدر بی‌پولش که ه...

#اربـاب‌‌سـنگدل#پارت_8···ا/ت توی اتاقش نشسته بود .بالأخره ت...

#اربـاب‌‌سـنگدل#پارت_10···و بعد...ل‍..‌‍ب‌هاش رو ، روی ل‍..‍...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط