{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد دکتر اومد و ا.ت رو معاینه کرد

بعد دکتر اومد و ا.ت رو معاینه کرد
دکتر: شما نباید تا یک ماه نباید رابطه داشته باشید
کوک: چرا؟
د.ر: چون به رحم ایشون آسیب وارد شده و تا یک ماه دیگه خوب نمیشه

کوک: باشه(ناراحت)
تو همین لحظه دیدم ا.ت به هوش اومد

ا.ت: هق هق‌هق‌هققققق چرا تو هققق با من هقق‌هق‌هق این کارو کردی هق‌هققققق
کوک: بیبی گریه نکن(ناراحت)
ا.ت: هقق درد دارم هقققق
کوک: بیبی منو ببخش
ا.ت: نمی‌بخشم(گریه)
کوک: بعد من الان کار دارم مجبورم برم
ا.ت: نرو منو تنها نزار (گریه)
کوک: باید برم
و بعد کوک رفت الان من بودم و یه عالمه درد و تنهایی

ویو ا.ت

روز گذشت و الان حتی نمیتونم راه برم اصلا درد رو کنار پاهام جون نداره
همینطور ساعت گذشته نزدیک ساعت ۷ شب صدای در اومد تا در باز شد تمام جونمو جم کردم تو پاک و رفتم بغلش و فقط یه شورتک و یه لباس کوتاه تنم بود که چاک سینه هام خود نمایی میکرد و خلاصه بغلش کرده بودم
که گفتم

ا.ت: ددی خیلی بدی ولی خب من هنوز دوست دارم و امروز بخشیدمت

بعد پاهامو انداختم رو کمرش که خاستم لبشو ببوسم که یهو ...



کم نوشتم چون کم حمایت کردین
حمایت بیشتر=متن بیشتر
دیدگاه ها (۹)

خاستم که لبشو ببوسم سرمو آوردم بالا که دیدم اره اون جیمین بو...

ولی دیگه تصمیم گرفتم برم و خودم ببرمش و بعد از اینکه بغلش کر...

اسمات کامنتا🤫

صبح از خواب بیدار شدم دیشب آنقدر خسته بودم فقط اومدم بخوابم ...

بعد صدای جیغ اومد با سرعت رفتم پایین که دیدم مامانم روی زمی...

بعد مامان ا. ت به کوک گفت مامان ا. ت : پسرم میخوام امشبا. ت...

love in the dark⑥②چند ساعت بعد👨🏻‍⚕️: آقای جئون خانمتون بهوش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط