{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت شانزدهم

پارت شانزدهم
عشق یا مرگ
ا.ت ویو
رفتم تو اون اتاق در کندو واز کردم انتظار داشتم همه لباس ها هانبوک های رنگی و منظم باشه اما خب تعجب کردم لباس ها همه طرح لباس های نینجا بود شلوار و بلوز های رنگ سیاه من خوشم اومده بود رفتم خوابیدم
فلش بک به فردا
مایا ، ا.ت بیدار شو عزیزم
ا.ت ، اوم اومدن
مایا ، باشه من منتظرتم
ا.ت ویو بیدار شدم و رفتم بیرون برام صبحونه درست کرده بود خوردم و باهم رفتیم تو حیاط اونجا یه کتاب گذاشت جلوش و بعد منو راهنمایی کرد

روز ها همین طور می‌گذشت
ا.ت ، داشتیم تمرین میکردم که باز هم بیهوش شدم
مایا ، ا.ت چت شد تو
ا.ت ویو
چشمامو واز کردم دیدم تو اتاقم و مایا بالا سرمه
مایا ، ا.ت خوبی
ا.ت ، اره فقط سرم و سمت چپ شونم درد می‌کنه
مایا ، نزدیک قلبت
ا.ت ، اره
مایا ، این چندمین باره باید بریم پیش یه طبیب
ا.ت ، نه نیازی نیست
مایا ، حرف نباشه رنگو روت زرد شده
ا.ع ، آخه چیزهمهم...
مایا، خیلیم مهمه پاشو پاشو بریم
ا.ت ، باشه
فلش بک پیش یه طبیب
مایا ، این طبیب مخصوص و یک آینده بین قهار شهر بوده اما خب دیگه بازنشسته شده قابل اعتماد هست
ا.ت ، باشه بریم
در میزنن
طبیب ، بیا تو
ا.ع و میا میرن تو
طبیب ، میا چه عجب سری به ما زدی و وایسا ببینم ا.ت درسته خودتی ا.ت
ا.ت ، شما
مایا ، ایشون تورو به دنیا آوردن
ا.ت ، او
طبیب ، خب مشکلتون چیه
ا.ت ، خب راستش بیهوش میشم و قسمتی از سمت چپ شونم درد میگیره و تیر می‌کشه رنگو روم زرد میشه و خب به خاطر این ضعیف بیهوش میشم
طبیب ، خب راستشو بخوای مورد عجیب و تازه ای هست باید یه چند باری از نزدیک ببینم تا بتونم تشخیص بدم
مایا ،خب باشه لطفاً بیاین خونه ما
ا.ت ، درسته
طبیب ، باشه ولی امشب رو اینجا بمونین و فردا حرکت کنیم
مایا .ا.ت.باشه
فلش بک به فردا تو راه بودیم که ا.ت باز هم حالش بد شد
مایا ، ای وای ا.ت
طبیب ، برو کنار بزار ببینم
طبیب ا.ت رو معاینه می‌کنه
طبیب رو به مایا
طبیب، این پیوند خونیه
مایا ، ینی چی اصلا با کی
طبیب ، به احتمال زیاد همون پسر عمویش (طبیب تمام داستان زندگی ا.ت رو میده ا.ت گفته )
مایا ، خب چجوری باید از بیین بره
طبیب ، خب باید به دست پسر عمویش نشانه ای رو بدنش داره رو بسوزونه
مایا ، ینی باید برگرده پیش اون
طبیب ، اره خب یه جورایی
مایا ، پس این ضعیف ها ینی برای پسر عمویش مشکلی پیش اومده
طبیب ، به احتمال قوی اره
ا.ت ، چی اره
مایا. به هوش اومدی خوبی
ا.ت ، درد دستم خیلی زیاد تر شده
طبیب ، من فهمیدم چته ا.ت
ا.ت ، دکتر بیماری خاصیه
طبیب ، نه و کل داستانو میگه چه مشکلی هست
ا.ت ، خب نمیشه جلوشو گرفت
طبیب ، تو الان ازش دوری و این پیوند میخواد بگه که تو بری پیشش برو و سیع کن درمانش کنی اون موقع هست که خال خودتم خوب میشه وگرنه .....
دیدگاه ها (۱)

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

پارت. 30

(دلداده)زنگ زدم جونگکوک به به ثانیه نکشید که جواب داد جونگکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط